فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٦٥٠ - فأفاء
چنانچه كسى فحل الضراب را غصب كند و آن را بر مادينهاى بجهاند، بچه حاصل از آن، از آنِ صاحب مادينه است و اگر در فحل الضراب به سبب جهاندن، نقصى پديد آيد، غاصب ضامن آن است. ضمن آنكه ضامن اجرت استفاده از حيوان نيز مىباشد.[٤] برخى، غاصب را ضامن اجرت ندانستهاند.[٥]
گرفتن فحل الضراب به عنوان زكات، بدون اذن مالك آن جايز نيست، مگر آنكه تمامى حيواناتِ متعلق زكات، فحل باشند. در صورت نخست آيا گرفتن آن با اذن مالك جايز و كافى است يا دادن آن توسط مالك نيز كفايت نمىكند؛ بلكه بايد قيمت آن داده شود؟ مسئله محل اختلاف است.[٦]
آيا فحل الضراب در نصاب شمرده مىشود و در نتيجه اگر حيوان متعلق زكات با فحل الضراب به حدّ نصاب برسد، زكات واجب مىشود يا شمرده نمىشود و در نتيجه چنانچه حيوان متعلق زكات با فحل الضراب به حدّ نصاب برسد، زكات واجب نمىشود؛ بلكه بايد قطع نظر از فحل الضراب به حدّ نصاب برسد؟ مشهور قول نخست است. برخى ميان فحل الضراب مورد نياز و غير آن تفصيل داده و گفتهاند: در صورت نخست، شمرده نمىشود. برخى ديگر گفتهاند: در صورتى كه همه يا اكثر چارپايانِ متعلق زكات نر باشند يا تعداد نر و ماده برابر باشد، فحل الضراب از نصاب شمرده مىشود. در مسئله ديدگاه سومى نيز وجود دارد و آن، شمردن از نصاب در صورت رضايت مالك به آن است.[٧]
[١]جواهر الكلام ٢٧/ ١٧٢
[٢] ٢٩٦
[٣] ٢٢/ ١٣٤ ـ ١٣٥
[٤] تحرير الاحكام ٤/ ٥٣٨ ؛ الدروس الشرعية ٣/ ١١٦ ؛ جامع المقاصد ٦/ ٣٢٢ ـ ٣٢٣ ؛ جواهر الكلام ٣٧/ ١٤٥ ـ ١٤٦
[٥] المبسوط ٣/ ٩٦ ؛ المهذب ١/ ٤٤٩
[٦] مسالك الافهام ١/ ٣٨٢ ؛ جواهر الكلام ١٥/ ١٦٣
[٧] مفتاح الكرامة ٧/ ١٣٤ ـ ١٣٦ ؛ جواهر الكلام ١٥/ ١٦٤ ـ ١٦٥ .
فحوا
فَحوا: مفهوم؛ مقابل منطوق.
فحوا در اصطلاح اصوليان عبارت است از مدلول التزامى جمله. مراد از مدلول التزامى آن است كه لفظ به دلالت مطابقى بر آن دلالت ندارد؛ ليكن