فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٢٤٦ - طُهر
طيّب
طَيّب: مقابل خبيث.
واژه طيّب در قرآن كريم، صفت خوردنيها و آشاميدنيها[١]اشخاص، همچون مؤمن[٢]رفتارها و گفتارها[٣] مكانها[٤] و غير آنها از قبيل خاك[٥]قرار گرفته است. منظور در اين نوشتار، كاربرد نخست است.
خوردنى و آشاميدنى طيّب؛ يعنى آنچه كه طبع غالب انسانها در مناطق و زمانهاى مختلف با نژادها و آيينهاى متفاوت از آن تنفر ندارد؛ بلكه از خوردن و نوشيدن آن لذّت مىبرد.[٦] البته طيّب در معناى حلال، پاك و نيز چيزى كه وجودش براى انسان زيانى ندارد، مانند هواى مطبوع و معتدل نيز به كار رفته است و به چنين هوايى هواى طيّب گفته مىشود.
در مقام نقل حديث از امامان عليهم السّلام، چنانچه از عنوان «طيّب» استفاده شود، مراد امام هادى عليه السّلام است.[٧] از احكام عنوان ياد شده در باب اطعمه و اشربه سخن گفتهاند.
خداوند در قرآن كريم، در آيات متعدد از حلال بودن طيّبات سخن گفته است.[٨] چنان كه در آيات زيادى به روزى دادن طيّبات به بندگان اشاره كرده[٩] و فرستادگان خود را به خوردن طيّبات دستور داده[١٠] و از بهره گرفتن از خبائث(خبيث) منع كرده است.[١١]
براى تشخيص طيّب از خبيث در مواردى كه شرع مقدس بدان تصريح نكرده است، به عرف متوسط ـ عرف بدور از افراط و تفريط كه نه اهل دقت در حدّ وسواس است و نه بى مبالات و مسامحه گر ـ رجوع مىشود. در موارد شك نيز اصل حليّت جارى مىگردد.[١٢]
[١]بقره/ ١٧٢ ؛ نحل/ ١١٤
[٢] آل عمران/ ٣٨ ؛ انفال/ ٣٧ ؛ نور/ ٢٦
[٣] نساء/ ٢ ؛ ابراهيم/ ٢٤ ؛ فاطر/ ١٠
[٤] توبه/ ٧٢ ؛ سبأ/ ١٥ ؛ اعراف/ ٥٨ [٥]مائده/ ٦
[٦] المبسوط ٦/ ٢٧٩ ؛ زبدة البيان/ ٧٩٤ ؛ جواهر الكلام ٣٦/ ٢٣٩ ؛ الميزان ٥/ ٢٠١ ـ ٢٠٢
[٧] روضة المتقين ٦ / ٣٣٨
[٨] مائده/ ٤ و ٥ ؛ اعراف/ ١٥٧
[٩] انفال/ ٢٦ ؛ يونس/ ٩٣ ؛ اسراء/٧٠
[١٠] مومنون/٥١
[١١] اعراف/١٥٧
[١٢] مهذب الاحكام ٢٣/ ١١٥.
طيب مولد
طيب مولد: حلال زاده بودن( حلال زاده).