فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٣٢٣ - عتق
برخى ـ بر اساس آنچه از آنان نقل شده ـ عجب را مطلقا موجب بطلان عبادت دانستهاند[٩] برخى نيز تنها عجب توأم با عبادت را موجب بطلان آن دانستهاند، نه عجب پديد آمده پس از آن را[١٠]
[١]القواعد و الفوائد ٢/ ١٥٤ ؛ شرح اصول الكافى (مازندرانى) ٩/ ٣٣٢ ـ ٣٣٤ ؛ مجمع البحرين، واژه «عجب»
[٢] مصباح الفقيه ٢/ ٢٣٥
[٣] الكافى (كلينى) ٢/ ٣١٣
[٤] مصباح الفقيه ٢/ ٢٣٦ ؛ التنقيح (الطهارة) ٥/ ٥٠
[٥] مصباح الفقيه ٢/ ٢٣٦ ـ ٢٣٧ ؛ المعالم المأثورة ٤/ ٣٨٥
[٦] القواعد و الفوائد ٢/ ١٥٤ ؛ جواهر الكلام ٢/ ١٠٠ ؛ المعالم المأثورة ٤/ ٣٨٦ ؛ مصباح المنهاج ٢/ ٥٤٦
[٧] مصباح الفقيه ٢/ ٢٤٦ ؛ التنقيح (الطهارة) ٥/٣٣
[٨] المعالم المأثورة ٤ / ٣٨٦ ؛ التنقيح (الطهارة) ٥ / ٣٥
[٩] مصباح الفقيه ٢/ ٢٣٩
[١٠] كشف الغطاء ١/ ٢٨١ ؛ رسائل آل طوق ١/ ٢٩٩.
عجز
عَجز: ناتوانى.
عجز عبارت است از ناتوانى مكلّف نسبت به انجام دادن تكليف؛ خواه ناتوانى عقلى باشد؛ بدين معنا كه عقل حكم به ناتوانى كند، مانند ناتوانى شخص مبتلا به فلج از قيام براى نماز و عجز از استعمال آب جهت وضو و غسل براى فاقد آن، و يا ناتوانى شرعى كه در موارد عسر و حرج( قاعده عسر و حرج) و نيز ضرر(ضرر) متصور است. شارع مقدس در اين موارد، تكليف اولى را برمىدارد، مانند عجز از استعمال آب براى وضو و غسل به جهت مشقّت و دشوارى آن و يا بيم از عروض بيمارى يا تشديد آن( بيمارى). در اين گونه موارد، منع شرعى از استعمال آب، عجز از استعمال آن به شمار مىرود.[١] از احكام عنوان ياد شده در بسيارى از ابواب عبادات و معاملات، از قبيل طهارت، صلات، حج، جهاد، تجارت، وصيّت، نكاح، طلاق، يمين، نذر، عهد و كفارات سخن گفتهاند.
از آنجا كه در تكاليف شرعى، عسر و حرج و ضرر منتفى است و اساس شريعت رسول اعظم صلّى اللّه عليه و آله بر سمحه و سهله و آسانى بنا شده است، عجز؛ اعم از عقلى و شرعى، از اسباب سقوط يا تبديل تكاليف به شمار مىرود؛ چنان كه در معاملات نيز تأثيرگذار است.