فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٣٢٥ - عتق
قدرت فروشنده و خريدار بر تحويل كالاى مورد معامله و بهاى آن، از شرايط بيع است. بنابر اين، فروختن پرنده در هوا و ماهى در دريا و مانند آن كه فروشنده ناتوان از تحويل آن است، صحيح نمىباشد.[١٢]
برخى فقها ناتوانى شوهر از پرداخت نفقه به زوجه را موجب تسلط زن بر فسخ نكاح دانستهاند؛ ليكن بنابر قول منسوب به مشهور، ناتوانى از پرداخت نفقه، حتى در صورت مراجعه به حاكم، موجب تسلط زوجه بر فسخ نمىشود.[١٣]
ناتوانى وصىّ از اجراى وصيّت، موجب بركنارى وى از وصايت نمىشود؛ بلكه در اين صورت، حاكم دستيارى براى وى برمىگزيند.[١٤]
ناتوانى دارنده حق شفعه( شفعه) از پرداخت ثمن، موجب بطلان حق او خواهد شد.[١٥]
( عذر) ( قاعده ميسور)
[١]جواهر الكلام ٥/ ٧٥
[٢] المقنعة/ ٣٥١ ؛ جواهر الكلام ١٧/١٤٤ ـ ١٤٧
[٣] جواهر الكلام ٢١/ ٨
[٤] ٣٥ / ٤٤٣
[٥] ٥ / ٧٧
[٦] ٩/ ٢٦٤
[٧] ٢١١ ـ ٢١٢ و ٣١٥ ـ ٣١٦
[٨] ١٠/ ٧٩ ـ ٨٠
[٩] مستند العروة (الصلاة) ٣/ ٢٤٠ ـ ٢٤٥ ؛ مهذب الاحكام ٦/ ٢٢٩ ـ ٢٣١
[١٠] جواهر الكلام ١٧/ ٦٤ ـ ٦٥
[١١] ٢٢ / ٢٥١ و ٣٢ / ٦٠ ـ ٦٢
[١٢] ٢٢/ ٣٨٤ ـ ٣٨٥
[١٣] ٣٠/ ١٠٥
[١٤] ٢٨/ ٤١٠ ـ ٤١١ و ٤١٧ ـ ٤١٨
[١٥] ٣٧/ ٢٧٩ .
عجفاء
عَجفاء: لاغر و ضعيف( لاغرى).
عجله
عجله: شتاب كردن در كارى پيش از رسيدن زمان آن.
آنچه در شناسه آمده معناى لغوى عجله است؛[١] از اين رو، ضد حلم و بردبارى معرفى و از آن نكوهش شده است.[٢] از حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله نقل شده كه فرمود: «حلم از خدا و عجله از شيطان است».[٣] در حديثى ديگر از آن حضرت آمده است: «عجله سبب هلاكت مردم شده است و چنانچه مردم خويشتن دارى مىكردند، تباه نمىشدند».[٤]
عجله گاهى به معناى سرعت؛ يعنى شتاب كردن در كارى پس از رسيدن موعد آن به كار مىرود كه پسنديده است،