فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٢٠٦ - طلاق؛ سوره
طلسم به اين نام، چيرگى طلسم بر فرد طلسم شده است[١]
از دانشهاى مكتوم و پنهان «هيميا» است كه از تركيب قواى آسمانى با عناصر زمينى با هدف دستيابى به آثار شگرف بحث مىكند. طلسمات بر پايه همين دانش است.
دارندگان اين دانش بر اين باوراند كه اوضاع آسمانى و سيارات با رويدادهاى زمينى مرتبطاند؛ چنان كه عناصر زمينى و مركبات و كيفيات طبيعى آنها با حوادث زمينى ارتباط دارند. بنابر اين، اگر صورت آسمانى همسو و مناسب با يكى از رخدادها، همچون مرگ كسى يا بقاى او با صورت زمينى مناسب آن تركيب شود، آن حادثه پديد مىآيد؛ زيرا قواى آسمانى، فاعل و تأثيرگذار و قواى زمينى، قابل و اثرپذيراند و با اجتماع فاعل و قابل، پيدايى اثر قهرى است.[٢] از احكام عنوان ياد شده در باب تجارت سخن گفتهاند.
حكم: برخى، طلسم را از اقسام سحر بر شمرده و احكام آن را بر طلسم جارى كردهاند.[٣] برخى نيز طلسم را در حكم به سحر ملحق كردهاند؛ هرچند عنوان سحر بر آن صادق نباشد.[٤] برخى ديگر آن را خارج از سحر دانسته و عمل آن را حرام ندانستهاند، مگر آنكه امر حرامى را در پى داشته باشد، مانند زيان رساندن به مسلمانان يا فريب دادن و مشتبه كردن واقع بر آنان يا اينكه طلسم توأم با هتك حرمت مقدسات، همچون قرآن باشد كه در هر دو صورت حرام خواهد بود؛ اما اگر طلسم با اغراض مباح از قبيل حضور غائب، پايدارى ساختمان و پيروزى مسلمانان انجام گيرد، در صورتى كه مشتمل بر كلمات كفر نباشد، جايز است.[٥] برخى به كار گرفتن طلسم در زيان رساندن به ديگران را سحر دانسته و احكام سحر، همچون كشتن ساحر مسلمان را بر آن جارى دانستهاند.[٦]
( سحر)
[١]مجمع البحرين/ واژه «طلسم»
[٢] شرح المواقف ٨/ ٢٣٧ ؛ الميزان ١/ ٢٤٤
[٣] ايضاح الفوائد ١/ ٤٠٥
[٤] الدروس الشرعية ٣/ ١٦٤ ؛ الاقطاب الفقهية/ ٩٥ ؛ سداد العباد/ ٤٢٩ ـ ٤٣٠
[٥] التحفة السنية/ ١٩ ؛ جواهر الكلام ٢٢/ ٨٥ ؛ مصباح الفقاهة ١/ ٢٩٤
[٦] ماوراء الفقه ٣/ ٧٥ .