فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٥٩٧ - غصب
برخى لغويان غلط را به ندانستن صحيح يك چيز و به اشتباه و خطا افتادن بدون تعمد معنا كردهاند كه مرادف خطا است.[١]
برخى تفاوت خطا وغلط را اين دانستهاند كه منشأ خطا ذهن، ليكن منشأ غلط زبان است؛ هرچند هريك به جاى ديگرى نيز به كار مىرود.[٢] برخى ديگر در تفاوت غلط با خطا گفتهاند: غلط عبارت است از نهادن چيزى در غير محلش؛ هرچند ممكن است به خودى خود درست باشد؛ ليكن در خطا نقطه مقابل درست است.[٣]
آنچه در اين نوشتار مىآيد، مواردى است كه در كلمات فقها با تعبير «غلط» يا «لحن» به كار رفته و بيشتر مربوط به خطاى در گفتار و محاسبه است، نه مطلق خطا( خطا). از آن به مناسبت در بابهاى صلات، حج، تجارت، نكاح و اقرار سخن گفتهاند.
صلات: در بطلان اذان يا اقامه در صورت غلط تلفظ كردن آن اختلاف است. قول به عدم بطلان به مشهور نسبت داده شده است. برخى گفتهاند: در صورتى كه غلط ادا كردن موجب تغيير در معناى آن گردد، باطل مىشود.[٤]
اداى صحيح حروف و كلمات در قرائت و ذكرهاى واجب نماز شرط صحّت آن است. بنابر اين، چنانچه از روى عمد كلمهاى را غلط بخواند، نمازش باطل است؛ ليكن اگر غلط خواندن از روى سهو يا فراموشى باشد و پس از داخل شدن در ركن بعدى متذكر گردد، نمازش صحيح است؛ اما اگر پيش از آن يادش بيايد بايد آن كلمه را به گونه صحيح تلفظ كند.[٥]
تلفظ صحيح تكبيرة الاحرام و در صورت ندانستن، آموختن شكل درست آن واجب است و در تنگى وقت يا ناتوانى از تلفظ صحيح آن هر گونه كه مىتواند بايد آن را ادا كند.[٦] البته در فرض امكان تلقين صحيح آن از سوى ديگرى، تلقين مقدم بر ادا به گونه غلط يا ترجمه آن است.[٧] همچنين است حكم قرائت نماز. به تصريح برخى، خواندن نماز به جماعت براى كسى كه نمىتواند قرائت را صحيح ادا كند و توانايى ياد گرفتن آن را نيز ندارد، واجب نيست.[٨]