فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٣٩٧ - عصر غيبت
احكام عضل در كاربرد نخست: در ثبوت ولايت پدر و جدّ پدرى بر دختر باكره در امر ازدواج، ديدگاهها متفاوت است( ازدواج).
بنابر قول به ثبوت ولايت، در برخى موارد، ولايت ساقط است و دختر مىتواند بدون اذن ولىّ شرعى ازدواج كند. عضل از جمله اين موارد است كه با تحقق آن، ولايت ولىّ ساقط مىگردد و دختر مىتواند با همتاى خود ازدواج كند، هرچند ولىّ او ناخشنود باشد.[٦]
بدون شك، عضل با بازداشتن از اصل ازدواج تحقق مىيابد. آيا در فرض منع از قسمتى از ازدواج، مانند منع از ازدواج موقت، عضل محقق مىشود يا نه؟ مسئله محل بحث است. البته عضل با منع از ازدواج با همتا در صورت تمايل دختر به ازدواج با او تحقق مىيابد، هرچند غرض از منع، پيدا شدن همتايى ديگر باشد.[٧]
در تحقق عضل، فرقى نيست ميان اينكه ازدواج به مهر المثل( مهر المثل) باشد يا به كمتر از آن. بنا بر اين، چنانچه ولىّ مانع ازدواج دختر خود به كمتر از مهر المثل، و دختر بدان راضى باشد، عضل تحقق مىيابد.[٨]
بنابر قول به ثبوت ولايت، چنانچه دختر براى ازدواج، مردى و ولىّ، مردى ديگر را برگزيند، آيا گزينش دختر مقدم است يا گزينش ولىّ، مسئله محل اختلاف است.[٩]
در صورت عضل نيازى به مراجعه به حاكم شرع نيست و دختر مىتواند بدون رجوع به حاكم شرع اقدام به ازدواج كند.[١٠]
احكام عضل در كاربرد دوم: خداى تعالى در قرآن كريم از عضل زوجه نهى كرده است؛ از اين رو، اين اقدام از سوى زوج محكوم به حرمت است[١١]مگر آنكه زوجه آشكارا مرتكب فاحشه گردد در اين صورت عضل او به انگيزه بخشيدن بعض يا همه آنچه زوج به او داده براى رضايت دادن مرد به طلاق، جايز است. در اينكه مقصود از «فاحشه» در آيه شريفه چيست؟ ديدگاهها مختلف است؛ زنا، هر گناهى كه موجب حدّ گردد و هر گناهى.[١٢]