فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٦٢٨ - غِيبت
يا مشخص كردن مكان آن، همراه با بيان ويژگيهايش در حدّ رفع جهالت صحيح است. در غير اين صورت، اجاره باطل خواهد بود[٩]
غصب: عنوان غصب با استيلاى غاصب بر مال غصبى محقق مىشود. استيلا در غصب خانه و مانند آن از اموال غير منقول به سكونت در آن ـ با بيرون راندن مالك و يا عدم حضور وى و نيز گرفتن كليد خانه از مالكش به زور و باز و بست كردن در و تردد در آن ـ تحقق مىيابد.
غصب باغ داراى حصار با گرفتن كليد آن از مالكش به زور و آمد و شد در آن و در صورت حصار نداشتن، با بيرون راندن مالك از محوطه باغ و تصرف در آن محقق مىشود. همچنين است غصب مزارع و مراتع و غير آن.[١٠]
شفعه: حق شفعه در اموال غير منقولِ قسمت پذير، مانند زمين، خانه و حتى درختان به تبع زمين، ثابت است؛ ليكن ثبوت آن در اموال منقول[١١]و نيز اموال غير منقول غير قابل تقسيم ـ كه تقسيم آن موجب ضرر مىشود ـ مانند حمام و راه، اختلافى است. در مسئله اخير، قول به عدم ثبوت به اكثر متأخران، بلكه مشهور نسبت داده شده است.[١٢]
ارث: شوهر از تمامى داراييهاى همسرش؛ اعم از منقول و غير منقول، ارث مىبرد؛[١٣] ليكن در باره زن مسئله اختلافى است. به قول مشهور، زن از عين زمين مطلقا ارث نمىبرد؛ باير باشد يا داير. همچنين از عين ساختمان و مصالح و ابزار به كار رفته در آن ارث نمىبرد؛ ليكن از قيمت آنها ارث مىبرد.
برخى گفتهاند: زوجه تنها از زمينى كه در آن ساختمان بنا شده است ارث نمىبرد؛ اما از زمين باغ و كشاورزى ارث مىبرد. چنان كه از قيمت ساختمان و ابزار و مصالح به كار رفته در آن ارث مىبرد.
برخى ديگر گفتهاند: ارث نبردن زوجه تنها از عين زمين است، اما از قيمت آن همچون قيمت ساختمان و ابزار و مصالح به كار رفته در آن، ارث مىبرد.[١٤]