فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٦٢٧ - غَيبت
مراد از غير منقول هر چيز ثابتى است كه جابه جا كردن آن بر حسب عادت ممكن نباشد، مانند زمين، ساختمان، درخت كاشته شده در زمين و آلات به كار رفته در ساختمان همچون در و پنجره تا زمانى كه متصل است. از احكام آن در بابهاى طهارت، زكات، خمس، جهاد، تجارت، اجاره، غصب، شفعه و ارث سخن گفتهاند.
طهارت: خورشيد از مطهِّرات است كه با شرايطى بعضى اشياى نجس، از جمله اشياى غير منقول، همچون زمين و ساختمان را پاك مىكند[١]( خورشيد). زمين از ديگر مطهّراتى است كه كف پا و ته كفش با راه رفتن روى آن پاك مىشود[٢](مطهّرات).
زكات: به تصريح جمعى، پرداخت زكات درآمد املاكى كه براى سود آورى نگهدارى مىشود، همچون باغ و مغازه مستحب است[٣](زكات).
خمس: خمس در غنايم واجب است و در اين حكم ـ بنابر قول مشهور ـ تفاوتى ميان غنايم منقول و غير منقول نيست؛[٤] ليكن برخى، غنايم غير منقول را مشمول وجوب خمس ندانستهاند.[٥]
جهاد: زمين آباد هنگام فتح و پيروزى مسلمانان بر كافران، از آنِ همه مسلمانان است، به شرط آنكه جنگ با اذن امام عليه السّلام صورت گرفته باشد[٦]( زمين مفتوح عنوه)؛ اما اگر جنگ بدون اذن امام عليه السّلام باشد يا زمين بدون جنگيدن به دست سپاهيان اسلام بيفتد، جزء انفال (انفال) به شمار رفته و از آنِ امام عليه السّلام است[٧](زمين).
تجارت: در عقود لازمِ مالى، همچون بيع و اجاره و نيز غير مالى كه در آن تعهد مالى شده، مانند مهر در عقد ازدواج، تحويل مال به طرف مقابل واجب است. تحويل دادن اموال غير منقول، با تخليه آن و تحويل كليد و متمكن ساختن طرف مقابل در تصرف، تحقق مىيابد[٨] (اقباض).
اجاره: اجاره ملك براى سكونت يا غرضى ديگر، همچون كشاورزى و كسب و كار تنها با تعيين آن به مشاهده