فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٢٨١ - ظهور
عائر كوه وعير و عائر
عائله عيال
عابر عبور
عاج
عاج: دو دندان پيش بالايى فيل و برخى پستانداران ديگر، مانند گراز و كرگدن.
از آن به مناسبت در باب طهارت و تجارت نام بردهاند.
اجزاى فاقد حيات حيوان، از قبيل دندان، ناخن و عاج هرچند از مردار به دست آمده باشد، پاك است. بنابر اين، استفاده از عاج در ساختن مثل شانه و نيز خريد و فروش آن جايز است.[١] در برخى روايات، به شانه كردن با عاج سفارش شده است؛ چنان كه ـ بر اساس آنچه نقل شده ـ امامان عليهم السّلام از شانه تهيه شده از عاج استفاده مىكردند.[٢]
[١]جواهر الكلام ٥/ ٣١٩ و ٢٢/ ٣٥
[٢] الكافى (كلينى) ٦/ ٤٨٨ ـ ٤٨٩ .
عاجز عجز
عادت
عادت: آنچه بر اثر تكرار، جزء رفتار اكتسابى و گاه غير ارادى مىشود/ رويه معمول و متداول ميان مردم(عرف)/ دوبار يكسان خون ديدن زن(حيض).
عادت به معناى نخست طبيعتى ثانوى براى دارنده آن است كه خُلق و خو ناميده مىشود؛ از اين رو، رفتارى كه انسان بدان عادت كرده است گاهى بدون قصد و اراده خاصى از او بروز مىيابد؛ هر چند قصد ارتكازى و ناخود آگاه وجود دارد؛ چنان كه صدور رفتار خلاف عادت از صاحب عادت نيازمند تعمّد و قصد خاص و التفات تفصيلى است، مگر آنكه صدور آن از وى از روى سهو يا فراموشى باشد.