فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٢٤٧ - طُهر
طَير پرنده
طيره
طِيَره: فال بد زدن به چيزى.
طيره در دوران جاهليت مرسوم بوده است. مردم جاهلى هنگام سفر و انجام دادن كارهاى مهم به رخدادها، پرندگان و حيوانات، فال بد زده و به سبب آن از انجام دادن كار يا رفتن به سفر خوددارى مىكردند. از اين عنوان به مناسبت در باب حج و كفارات سخن رفته است.
حكم: طيره مكروه و ترك آن مستحب است.[١] رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله ـ بر حسب روايت نقل شده ـ فال نيك زدن را دوست و از فال بد زدن كراهت داشت.[٢] بر پايه روايتى، كفّاره طيره، توكل بر خدا است[٣] و در پرتو توكل بر خداوند تعالى و عدم اعتنا به آنچه رخ داده، اثر سوء عملى كه به آن فال بد زده شده بر طرف خواهد شد. چنان كه در روايتى ديگر آمده است: تأثير طيره و ميزان آن به تفأل زننده بستگى دارد. اگر او آن را سبك و كوچك بشمارد، كار بر او سبك مىشود و اگر سخت بگيرد، سخت و دشوار مىگردد و اگر ناچيز انگارد، هيچ اثر سوئى بر او نخواهد گذاشت.[٤]
براى رفع اثر سوء فال بد زدن، صدقه دادن مستحب است و نيز در سفر هنگام رخداد چيزى كه به آن فال بد زده مىشود مستحب است اين دعا خوانده شود: «اِعْتَصَمتُ بِكَ يا رَبِّ مِن شَرِّ ما اَجِدُ فى نَفسى فاعْصِمنى مِن ذلِكَ».[٥]
( تفأل)
[١]وسائل الشيعة ١١/ ٣٦١
[٢] الدروس الشرعية ٣/ ١٦٥
[٣] وسائل الشيعة ٢٢/ ٤٠٤
[٤] الكافى (كلينى) ٨/ ١٩٧ ـ ١٩٨ ؛ جواهرالكلام ٣٣/ ١٩٣ [٥]وسائل الشيعة ١١/ ٣٦٣ .
طيلسان
طَيلَسان: نوعى جامه.
واژه طيلسان مفرد «طيالسه» عربى برگردانده شده از «تالشان» فارسى و عبارت است از نوعى بالاپوش ضخيم و بدون آستين كه تار آن ابريشم و پودش از پنبه بوده و بالاى بدن؛ كتفها و پشت را مىپوشانيد. از كلام برخى لغويان، پوشاندن سر نيز استفاده مىشود[١]