فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٥٤٢ - غبطه
در صورت عدم علم به تعدّى و تجاوز آب، ضامن نخواهد بود[٧]
كسى كه طناب كشتى ديگرى را باز كرده و بر اثر آن كشتى غرق شده، ضامن است.[٨]
ناخداى كشتى اى كه در حال حركت اقدام به تعمير بخش آسيب ديده آن كرده و بر اثر آن كشتى غرق و در پى آن، جان يا مال كسى تلف شده است، ضامن مىباشد.[٩]
دو يا چند نفرى كه از يكديگر ارث مىبرند، چنانچه همزمان غرق شوند و معلوم نباشد كدام يك زودتر مرده است، همه از يكديگر ارث مىبرند[١٠](توارث).
[١]الروضة البهية ٧/ ٦٧ ؛ جواهر الكلام ١١/ ١٢٢ ـ ١٢٣
[٢] مهذب الاحكام ١٠/ ٨٠
[٣] الحدائق الناضرة ١١/ ٢٩٤
[٤] جواهر الكلام ١٥/ ٤٨ [٥]العروة الوثقى ٤/ ٢٥٤
[٦] جواهر الكلام ٢١/ ٦٦ ـ ٦٧
[٧] ٣٧/ ٥٩
[٨] ٧١
[٩] ٤٣/ ١١٣
[١٠] الروضة البهية ٨/ ٢١٣ ـ ٢١٤ .
غُرم غرامت
غروب
غروب: پنهان شدن خورشيد از افق در سمت مغرب.
غروب در لغت به معناى پنهان و ناپديد شدن خورشيد در افق مغرب است؛ ليكن نزد فقها در تحقق آن اختلاف نظر پديد آمده كه آيا به ناپديد شدن قرص خورشيد از افق غربى است و يا به از بين رفتن سرخى افق در سمت مشرق؟
بنابر ديدگاه نخست، با ناپديد شدن قرص خورشيد، به گونهاى كه با چشم ديده نشود و نور آن نيز از مكانهاى بلند، همچون قله كوهها و بالاى برجها و منارهها جمع شود، غروب تحقق مىيابد؛ هرچند سرخى افق مشرق باقى باشد. بنابر اين، اگر قرص خورشيد ناپديد گردد، اما نور آن همچنان بر مكانهاى بلند باقى باشد، غروب تحقق نيافته است؛ چنان كه با ناپديد شدن قرص خورشيد بر اثر وجود ابر يا چيرگى تاريكى و مانند آن نيز غروب محقق نمىشود.[١]
بنابر ديدگاه دوم، ملاك در غروب خورشيد، زوال سرخى افق شرقى است. البته بنابر اين قول، زوال سرخى، نشانه غروب است، نه آنكه غروب عبارت از آن باشد.[٢]