فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٦٠٦ - غلط
بنابر تعريف ياد شده، آوازى كه در آن ترجيع باشد، ليكن طرب آور نباشد، يا بالعكس، طرب آور باشد، اما ترجيع نداشته باشد غنا محسوب نمىشود، مگر آنكه گفته شود طرب آورى بدون ترجيع تحقق نمىپذيرد و آواز بدون ترجيع، طرب آور نخواهد بود، چنان كه برخى گفتهاند.[١٧]
گرداندن آواز در گلو و كشيدن آن.[١٨] آواز طرب آور.[١٩] آنچه عرف آن را غنا مىداند.[٢٠] كشيدن صدا همراه با گرداندن آن در گلو، در صورتى كه طرب آور باشد و يا آنچه در عرف غنا ناميده مىشود، هرچند طرب آور نباشد.[٢١] كشيدن صدا و گرداندن آن در گلو با كيفيتى خاص كه طرب آور بوده و مناسب مجالس فاسقان و فاجران و آلات لهو باشد.[٢٢] آواز لهوى كه اهل فسق و فجور در مجالس لهو و لعب مىخوانند؛ خواه تنها ترجيع داشته يا طرب آور باشد و يا توأم با هر دو باشد.[٢٣]تعريفهاى ديگرى نيز از غنا شده كه به تعاريف ياد شده نزديك است.
برخى ميان چهار تعريف نخست جمع كرده و گفتهاند: مراد از تعريف دوم، هر ترجيع و كشيدن صدا نيست، بلكه ترجيع با كيفيتى خاص؛ يعنى ويژگى طرب آورى است؛ چنان كه طرب آور بودن نيز ـ كه در تعريف سوم آمده ـ بدون ترجيع امكان پذير نيست و معناى مشهور نيز همان معناى عرفى مىباشد؛ زيرا عرف، آوازى را كه همراه با ترجيع و طرب باشد، غنا مىداند. بنابر اين، حقيقت چهار تعريف ياد شده يك چيز است.[٢٤] اما تعريف پنجم به صراحت قيد طرب آور بودن را از مفهوم غنا برمىدارد و ملاك را صدق عرفى آن مىداند؛ هرچند طرب آور نباشد؛ چنان كه اگر طرب آور باشد اما در عرف به آن غنا گفته نشود، غنا نخواهد بود.
همچنين بنابر تعريف ششم و هفتم، هر ترجيع طرب آورى غنا نيست؛ بلكه ترجيع طرب آورى غنا است كه با مجالس اهل فسق و فجور مناسبت داشته باشد.