فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٦٦٠ - فَحوا
اين مجوزها عبارتاند از:
جنون( ديوانگى) در هر يك از زوجين؛ عنن( عنن)، خصاء(اخته) و جَبّ( جَبّ) در زوج؛ و قَرَن(قَرَن)، جذام( جذام)، برص(پيسى)، عَفَل ( عفل)، افضاء(افضاء)، زمينگيرى ( زمينگيرى) و كورى(نابينايى) در زوجه. تدليس( تدليس). عدم رضايت عمه و خاله به ازدواج شوهر با خواهر زاده يا برادر زاده آنان. پايان يافتن يا بذل مدّت عقد در ازدواج موقت( ازدواج موقت).[٢]( افتراق) ( انفصال)
[١]المراسم العلوية/ ١٥٩ ؛ قواعد الاحكام ٣/ ١١٩ ؛ ارشاد الاذهان ٢/ ٤١
[٢] المراسم العلوية/ ١٦١ ـ ١٦٤ ؛ الوسيلة/ ٣٢٧ ؛ مفاتيح الشرائع ٢/ ٣٠٤ ـ ٣٠٧ ؛ جواهر الكلام ٣٠/ ١٨٨ .
فراموشى
فراموشى: از ياد بردن.
فراموشى پاك شدن صورت علمى چيزى از حافظه و ناتوانى در يادآورى آن است. از احكام آن در همه ابواب فقهى؛ اعم از عبادات، معاملات و غير آن سخن گفتهاند كه در اينجا به احكام كلى آن اشاره مىشود.
فراموشى از نه عذرى است كه سبب رفع تكليف مىشوند(حديث رفع).
فراموشى گاه حكم تكليفى و وضعى؛ هردو را برمىدارد، مانند حرف زدن در نماز، يا ترك جزئى از اجزاى واجب غير ركنى نماز از روى فراموشى( خلل در نماز) و يا خوردن در حال روزه واجب معيّن، مانند روزه ماه رمضان از روى فراموشى كه موجب بطلان نماز و روزه نمىشود( روزه).
در حج نيز ارتكاب محرمات احرام ـ جز صيد ـ از روى فراموشى موجب ثبوت كفّاره نيست؛[١] چنان كه به نظر مشهور، كسى كه در حج يا عمره، احرام را فراموش كرده و پس از اتمام اعمال يادش آمده، عملش صحيح است و نيازى به اعاده آن نيست.[٢]
فراموشى گاهى تنها حكم تكليفى را برمىدارد و حكم وضعى باقى است،