فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٤٥٦ - علف
علم در اطلاق خاص عبارت است از علم دين كه داراى ابعاد گوناگون اعتقادى، اخلاقى و احكام مىباشد و سعادت و شقاوت ابدى انسان بسته به آن است. در حديثى از رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله آمده است: «علم سه گونه است: آيهاى محكم (معنا و مقصود از آن روشن است) يا فريضهاى مستقيم (نسخ نشده و باقى است) و يا سنتى پايدار (و جارى) و جز اين سه گونه، از ديگر علوم و دانشها، فضل است»[١٣]
برخى گفتهاند: «آيه محكم» اشاره به دانش اصول دين و اركان آن، «فريضه عادل» به علم اخلاق و «سنّت قائم» به علم فقه و شريعت است.[١٤]
بعضى گفتهاند: مراد از فضل در فراز پايانى روايت «وَما خَلاهُنَّ فَضلٌ» فضيلت؛ يعنى سبب رشد و كمال است؛ اگرچه واجب و سنّت نيست. برخى ديگر، «فضل» را به معناى زيادى ناكار آمد و غير مفيد گرفتهاند.[١٥]
امام صادق عليه السّلام در سخنى نورانى همه دانشهاى مورد نياز بشر را در چهار چيز خلاصه مىكند: نخست، شناخت پروردگار؛ دوم، شناخت آنچه خدا نسبت به انسان انجام داده (از خلقت او و نعمتهاى گوناگون آشكار و نهان كه به او عنايت كرده است)؛ سوم، شناخت آنچه خدا از انسان خواسته است (از اعتقادات حق و تكاليف و وظايف) و چهارم شناخت آنچه انسان را از دين خارج مىكند[١٦] (مانند شناخت دشمنان خدا، شياطين و گفتارها و رفتارهايى كه موجب كفر و انحراف انسان مىشوند).
مفاد روايات متعددى، انحصار علم صحيح و حق به علومى است كه از حجتهاى خدا سرچشمه گرفته و جريان يافته است. از جمله در روايتى آمده است: «هيچ حق و درستىاى و حكم به حقى نزد مردم نيست، مگر آنچه كه از حجتهاى الهى صادر شده باشد».[١٧] در دعا آمده است: «علم جز خشيت از خدا نيست و كسى كه از خدا نترسد عالم نيست».[١٨] اين مضمون برگرفته از قرآن كريم است؛ آنجا كه ويژگى برجسته عالمان را خوف و خشيت از خدا ذكر مىكند.[١٩]