فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٣٧١ - عرصه
برخى گفتهاند: چنين فردى بايد با آب سرد غسل كند و در صورت عدم امكان و ناگزير از غسل با آب گرم، غسل ارتماسى كند؛ بدين گونه كه هنگام بيرون آمدن از آب، نيت غسل كند و يا در زير آب بدنش را به نيّت غسل حركت دهد[٥]
عرق حيوان نجاست خوار: در نجاست عرق شتر نجاست خوار اختلاف است. قول به نجاست به مشهور قدما و قول به طهارت به مشهور متأخران نسبت داده شده است؛[٦] ليكن عرق سايرحيوانات نجاست خوار پاك مىباشد.[٧] برخى در قولى شاذ و نادر قائل به نجاست آن شدهاند.[٨] برخى نيز احتياط را در اجتناب از عرق هرحيوان نجاست خوار دانستهاند.[٩]
[١]تذكرة الفقهاء ١/ ٥٢
[٢] نزهة الناظر/ ١٨ ؛ العروة الوثقى ١/ ١٣٨
[٣] جواهر الكلام ٦/ ٧١ ـ ٧٦ ؛ كتاب الطهارة (شيخ انصارى) ٥/ ١٩٥ ـ ١٩٨ ؛ مستمسك العروة ١/ ٤٣٤ ـ ٤٣٥
[٤] كتاب الطهارة (شيخ انصارى) ٥/ ١٩٩ ؛ العروة الوثقى ١/ ١٤٦ [٥]العروة الوثقى ١/ ١٤٦ [٦]جواهر الكلام ٦/ ٧٧ ـ ٧٨ ؛ مستمسك العروة ١/ ٤٣٨ ؛ مصباح الهدى ١/ ٤٤١
[٧] كتاب الطهارة (شيخ انصارى) ٥/ ٢٠١ ـ ٢٠٢ ؛ التنقيح (الصلاة) ٢/ ١٥٣
[٨] نزهة الناظر/ ١٩
[٩] العروة الوثقى ١/ ١٤٩ .
عرقچين كلاه
عرنه
عُرنَه: از حدود عرفات.
به گفته برخى، عرنه عبارت است از وادى اى محاذى عرفات. برخى گمان بردهاند عرنه وادى اى است بين عرفات و منى. برخى ديگر عرنه را محلى ميان دو نشانه مشخص شده به عنوان حدّ عرفات و حرم دانستهاند.[١]
در روايات، بطن عرنه (پايين اين وادى) از حدود حرم شمرده شده است.[٢] در برخى روايات، نَمِره ـ از ديگر حدود عرفات ـ به بطن عرنه تفسير شده است.[٣] در حالى كه در برخى روايات ديگر، نمره و بطن عرنه، دو حد از حدود چهار گانه عرفات شمرده شدهاند.[٤] برخى گفتهاند: مراد از نمره كه به بطن عرنه تفسير شده، پايين كوهى است كه متصل به بطن عرنه مىباشد و مراد از نمره در روايت ديگر، خود كوه است.[٥] از عنوان ياد شده در باب حج نام بردهاند.