فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٤٢٢ - عَقد
[٤] در عقود لازم، بنابر قول مشهور، صيغه با شرايطى خاص معتبر است؛ ليكن در عقود جايز، بويژه عقود اذنى، صيغه خاصى معتبر نيست.[٥]
ملاك تشخيص: به گفته برخى، عقدها از آغاز تمدن بشرى و زندگى اجتماعى انسانها، با عقلا هم زيست بوده و در ميان آنان جريان داشتهاند. احكام شرعى نسبت به اين عقود نيز غالبا امضايى و منطبق با بناى عقلا بوده است؛ از اين رو، براى تشخيص لزوم و جواز عقدى، بايد به بناى عقلا در ارتباط با آن عقد رجوع كرد و لزوم و جواز را از آن به دست آورد.
قدر مسلم از بناى عقلا، لزوم عقدهاى معاوضى از قبيل بيع، اجاره و صلح است؛ اما بناى آنان در عقدهاى غير معاوضى [= مجانى] مانند وديعه، عاريه، مضاربه و وكالت، بر جواز مىباشد.[٦]
( عقد)
[١]العناوين ٢/ ٤٤
[٢] فقه الامام جعفر الصادق ٣/ ١٦
[٣] كتاب المكاسب ٥/ ١٤٧ ـ ١٤٨ ؛ الشروط او الالتزامات التبعية فى العقود ٢ / ٨١ ـ ٨٢
[٤] العناوين ٢/ ٤٠٦ ؛ العروة الوثقى [ تكملة ] ٢/ ١٧٠ [٥]العناوين ٢/ ١٤٤ و ١٦١
[٦] الرسائل العشرة (امام خمينى)/ ٢١١ ـ ٢١٤.
عقد جِزيه جزيه
عقد الحمل
عقد الحمل: اتصاف ذات به وصف محمول.
هر قضيه موجبه، مانند «كلُ انسانٍ ضاحكٌ» مشتمل بر سه چيز است:
[١] ذات موضوع: عبارت است از افراد و مصاديق آن، مانند زيد و عمرو در مثال بالا.
[٢] عقدالوضع: عبارت است از اتصاف آن افراد به وصف و عنوان موضوع، مانند اتصاف افراد انسان به انسانيت در مثال ياد شده.
[٣] عقد الحمل: عبارت است از اتصاف افراد به وصف محمول، مانند اتصاف به ضاحكيت در مثال ذكر شده.[١]
[١]الفوائد العلية ٢/ ٣٩٥ ؛ نهاية النهاية ١/ ٧٨ .
عقد خارج لازم
عقد خارج لازم: عقدى لازم، بيرون از عقد حاضر.