فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٣٠٤ - عالِم
مانند اين دستور مولا: «زيد را در هر حال اكرام كن». در اين دستور متعلق حكم اكرام زيد است و از آنجا كه موضوع تنها يك فرد است، عموم آن بر حسب حالات فرد است، نه افراد؛ بدين معنا كه زيد بايد در همه احوالش اكرام شود.
[٥] عام افرادى: اين نوع در برابر عام احوالى است و بر عامى اطلاق مىشود كه شمول و سريانش بر حسب افراد است، نه احوال. مانند اينكه مولا بگويد: «هر فقيهى را اكرام كن» كه عموم بر حسب افراد فقها است و نه حالات مختلف يك فرد.
[٦] عام زمانى: عام زمانى يا ازمانى عامى است كه شمول آن بر حسب زمان است، مانند اين گزاره: «يجب الصّدق ابداً؛ راستگويى پيوسته واجب است».[٤]
الفاظ عموم: الفاظى چون «كل»، «جميع»، «تمام»، «أَىُّ» و «دائماً» دلالت بر عموم مىكنند. همچنين برخى هيئتهاى لفظى چون «نكره در سياق نفى يا نهى» و يا «اسم جنس با الف و لام» نيز مفيد عموماند.[٥]
تخصيص عام: عام با يكى از دو مخصص متصل و منفصل، تخصيصپذير است. مخصص متصل عبارت است از مخصص چسبيده به عام در جمله، مانند اين سخن مولا: «عالمان، جز فاسقان از آنان را اكرام كن» كه «عالمان» به «عدم اكرام فاسقان از آنان» تخصيص خورده و عام و مخصص هر دو در يك جمله آمده است.
مخصص منفصل آن است كه در فرازى مستقل از عام؛ پيش يا پس از آن آورده شود. مانند اين دو دستور مولا: «اكرم العلماء»، «لاتكرم الفساق من العلماء».
مخصص متصل و منفصل از اين جهت كه هر دو قرينه بر مراد متكلم اند، تفاوتى با يكديگر ندارند. تفاوت آن دو اين است كه در مخصص متصل، عام جز در خاص ظهور ندارد، بر خلاف منفصل كه ظهور عام در عموم باقى است؛ اما از آنجا كه ظهور خاص اقوى از ظهور عام است، از باب تقديم اظهر بر ظاهر يا نصّ بر ظاهر، بر عام مقدم مىشود.[٦]