فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ١٤٠ - ضِدّ
مانند تنافى تلاوت قرآن با اداى شهادت، امر به شىء اقتضاى نهى از ضد خاص را ندارد[٦]
برخى تفصيل ديگرى داده و گفتهاند: در دو ضدّى كه ضد سومى ندارد، مانند اجتماع و اقتران و حركت و سكون، امر به شىء اقتضاى نهى از ضد خاص را دارد؛ ليكن در غير اين صورت، مانند ازاله نجاست كه ضدّ آن، نماز خواندن، خوابيدن و مانند آن است، امر به شىء مقتضى نهى از ضدّ خاص نيست.[٧]
اين ديدگاه كه امر به چيزى اقتضاى نهى از ضد خاص را ندارد، به اكثر اصوليان نسبت داده شده است.[٨]
ثمره اختلاف: ضدّ يا توصّلى است؛ يعنى در انجام دادن آن قصد قربت شرط نيست، مانند ازاله نجاست از مسجد و يا عبادى كه قصد قربت در آن شرط است، مانند نماز. به قول مشهور ميان فقها، ثمره اختلاف دو ديدگاه در ضدّ عبادى ظاهر مىشود. در جايى كه ضدّ توصّلى است، چنانچه مكلّف مأمور به را رها كند و ضد را انجام دهد، مانند آنكه در تنگى وقت، نماز را رها و مسجد را تطهير كند، هرچند گناه كرده است؛ ليكن عملش صحيح است و مسجد پاك مىشود؛ اما آنجا كه ضدّ عبادى است، چنانچه مأمور به ازاله نجاست از مسجد باشد؛ ليكن رها گردد و نماز خوانده شود، بنابر ديدگاه كسانى كه امر به شىء را مقتضى نهى از ضد خاصش نمىدانند، نماز چنين فردى صحيح است؛ اما بنابر ديدگاه كسانى كه معتقداند امر به شىء مقتضى نهى از ضد خاص آن است، با انضمام اين مسئله كه نهى در عبادات موجب فساد است، چنين عبادتى محكوم به بطلان خواهد بود.[٩] البته بعضى مطلقا قائل به بطلان عبادت اند؛ هرچند امر به شىء نهى از ضدّ خاص نكند.[١٠] در مقابل، بعضى ديگر، مطلقا حكم به صحّت عبادت كردهاند؛ هرچند امر به شىء نهى از ضد خاص كند.[١١]
[١]اصول الفقه ١/ ٢٦٣ ـ ٢٦٤ ؛ محاضرات فى اصول الفقه (مسلسل ٤٤) ٢/ ٢٨٩
[٢] اصول الفقه ١/ ٢٦٤
[٣] الوافية فى اصول الفقه/ ٢٢٢ ؛ فوائد الاصول ١/ ٣٠٢ ؛ اصول الفقه ١/ ٢٦٥
[٤] اصول الفقه ١ / ٢٦٥
[٥] ٢٦٧ ـ ٢٧٠
[٦] بدائع الافكار/ ٣٨٨
[٧] فوائد الاصول ١/ ٣٠٤ ـ ٣٠٥