فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ١٥٠ - ضِغث
چنانچه مولا سوگند ياد كند كه بردهاش را صد تازيانه بزند، در صورتى كه در زدن مصلحت دينى وجود داشته باشد، بنابر ديدگاه برخى ـ كه بر آن ادعاى اجماع نيز شده ـ مىتواند با يك بسته صدتايى شاخه نازك درخت، يك ضربه به بدن او بزند و همين كفايت مىكند.[١] در اينكه ضربه بايد درد آور باشد يا نه، اختلاف است. همچنين اختلاف است كه آيا تمامى صد شاخه بايد به بدن بخورد يا روى هم قرار گرفتن شاخهها و فرود آمدن سنگينى همه آنها با هم بر بدن كفايت مىكند؟ بنابر قول نخست، آيا ظن به رسيدن همه شاخهها به بدن كفايت مىكند يا علم به آن لازم است؟ مسئله اختلافى است.[٢]
بر بزهكار بيمارى كه حدّ او قتل نيست، تا زمان بهبود يافتن، حد جارى نمىشود و چنانچه مصلحت در تعجيل اجراى حدّ باشد، مانند موردى كه بر اثر شدت بيمارى اميدى به بهبود او نيست، براى تعطيل نشدن حدود الهى بستهاى از چوب به تعدادى كه بايد بر بزهكار زده شود، يكباره بر بدن او مىزنند و همين كفايت مىكند و اصابت همه چوبها بر بدن لازم نيست؛ بلكه اگر بعضى شاخهها بر بعضى ديگر فرود آيد، به گونهاى كه درد آن در بدن حس شود، كفايت مىكند و در مواردى كه شمار تازيانه زياد ـ مثلا صد تا ـ است، مىشود دو بار؛ هر بار يك بسته پنجاه تايى زد.[٣]
[١]الخلاف ٦ / ١٧٥ ؛ جواهر الكلام ٣٥ / ٣٢٣ ـ ٣٢٦
[٢] جواهر الكلام ٣٥/ ٣٢٥ ـ ٣٢٨
[٣] ٤١/ ٣٤٠ ـ ٣٤٢ .
ضفائر
ضَفائر: موهاى بافته شده.[١]
از آن به مناسبت در باب طهارت نام بردهاند.
در غسل، رساندن آب به پوست بدن كفايت مىكند و باز كردن موهاى بافته شده لازم نيست؛ هرچند ـ به گفته برخى ـ مستحب است.[٢]
( مو)
[١]لسان العرب، واژه «ضفر»
[٢] الروضة البهية ١/ ٣٥٥ ؛ قواعد الاحكام ١/ ٢١١ ؛ ذكرى الشيعة ٢/ ٢٣٧ .