فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٣٢٤ - عتق
سقوط تكليف: روزه از پيران ناتوان از روزه گرفتن ساقط است و به گفته برخى، كفّاره نيز از آنان ساقط مىباشد؛[٢] چنان كه جهاد نيز از پيرمرد ناتوان از جنگيدن ساقط است.[٣]
كسى كه نذر يا عهد كرده و يا سوگند خورده است، چنانچه از وفا به آنها ناتوان باشد، اين تكاليف از او ساقط است و كفارهاى بر عهده او نيست، به شرط آنكه متعلق آن مقيد به زمانى مشخص باشد، يا درصورت مطلق بودن زمان آن، از برطرف شدن عذرش در آينده نا اميد باشد.[٤]
تبديل تكليف: تكليف شخص ناتوان از استعمال آب براى وضو يا غسل، خواه به جهت دسترس نداشتن به آب يا بيمارى و مانند آن، تبديل به تيمّم(تيمّم) مىشود.[٥] همچنين نمازگزار ناتوان از ايستادن، نشسته و ناتوان از نشسته، دراز كشيده به پهلوى راست و ناتوان از آن، به پشت نماز مىگزارد.[٦]
كسى كه بر اثر لال بودن و مانند آن از تلفظ به تكبيرة الاحرام و قرائت نماز ناتوان است، به قدر امكان تلفظ مىكند و با ناتوان بودن از آن، معناى آن را در ذهن مىگذراند و زبانش را حركت مىدهد.[٧]
نماز گزار ناتوان از خم شدن براى ركوع، سرش را خم مىكند و در صورت عدم امكان آن، با بستن چشم، ركوع مىكند.[٨] همچنين با ناتوان بودن از خم شدن كامل براى سجده تا حد امكان خم مىشود و سجده گاه را بالا آورده، پيشانى را بر آن مىنهد و اگر هيچ نتواند خم شود، براى سجده با سر اشاره مىكند و چنانچه از آن نيز ناتوان باشد، به قول مشهور، با بستن و باز كردن چشم سجده مىكند[٩]( سجود).
در كفارات مرتّبه چنانچه فرد از اداى كفاره نخست ناتوان باشد، به كفاره دوم و همين طور به كفاره بعدى منتقل مىشود[١٠]( كفاره).
عجز و عقود و ايقاعات: در عقود (عقد) مانند بيع و ايقاعات(ايقاع) همچون طلاق، اشاره و يا نوشتن فردى كه قادر بر تلفظ صيغه ايجاب يا قبول نيست جايگزين لفظ مىشود.[١١]