فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٤٦٨ - علم قاضى
عماله
عماله: منصب متصدى زكات/ دستمزد( اجرت).
عماله به ضم، كسر و فتح عين در لغت به معناى اجرت كار آمده است؛[١] ليكن در اصطلاح به منصبى كه امام عليه السّلام يا نايب او به متصدى جمع آورى زكات( زكات) مىدهد، گفته مىشود[٢] (عامل).
[١]لسان العرب، واژه «عمل»
[٢] مصطلحات الفقه/ ٣٦٥ ؛ الدروس الشرعية ١/ ٢٤٨ .
عمامه
عِمامه: پارچه به نسبت درازى كه به دور سر مىپيچند.
از احكام مرتبط با آن در بابهاى طهارت، صلات، جهاد، ظهار و ارث سخن گفتهاند.
بر سرنهادن: بر سر نهادن عمامه در آغاز سفر؛ هنگام رفتن پى حاجت، براى نماز جمعه و نماز عيد، بر خطيب نماز جمعه و عيد و هنگام خروج از حمام، مستحب است. آيا بر سر نهادن عمامه به طور مطلق در هر حال نيز استحباب دارد يا نه؟ جمعى قائل به استحباب آن شدهاند.[١] برخى بر استحباب بر سر نهادن عمامه در حال نماز تصريح كردهاند؛[٢] ليكن برخى به دليل عدم وجود حديثى معتبر درباره آن، در استحباب بر سرنهادن عمامه در خصوص نماز ترديد كردهاند.[٣] البته نمازگزاردن با عمامه بدون تحت الحنك( تحت الحنك) مكروه است.[٤] ظاهر كلام برخى قدما حرمت آن است[٥] كه بعضى آن را به معناى كراهت شديد گرفتهاند.[٦]
چگونگى بر سرنهادن: در برخى روايات، تحنّك (تحت الحنك قرار دادن) براى عمامه وارد شده است. در مقابل، در روايات متعددى، اسدال (رها كردن يك طرف عمامه بر سينه و طرف ديگر آن بر پشت يا ميان دو كتف و يا رها كردن يك طرف آن) آمده است. در بعضى روايات اندازه طرفى كه به پشت رها مىشود مقدار چهار انگشت ذكر شده است[٧]( اسدال). لغويان و فقها تحنّك را به دور دادن طرف عمامه از زير چانه تعريف كردهاند.[٨]