فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٥٠٨ - عوام
عوض در عقد بيع داراى شرايطى خاص است كه صحّت عقد در گرو رعايت آنها است؛ چنان كه در اجاره يا نكاح آنچه به عنوان اجرت و مهر قرار داده مىشود مشروط به شرايطى است كه تفصيل هر يك در عناوين مناسب مىآيد.
اسباب ثبوت عوض: عقود معاوضى و نيز شبه معاوضى، مانند نكاح از اسباب ثبوت عوضاند.
موارد عدم جواز دريافت عوض: دريافت عوض در ازاى فعل حرام، مانند غنا(غنا) و نيز بنابر قول جمعى در ازاى به جا آوردن واجبات، جايز نيست ( اجاره).
تعيين عوض: حكم تعيين و مشخص كردن عوض به اختلاف عقود، متفاوت است. در بيع، اجاره و جعاله، عوض به اندازهاى كه رفع غرر گردد بايد مشخص باشد؛ ليكن در عقد نكاح، تعيين مهر شرط نيست و عقد بدون تعيين مهر نيز صحيح است( تفويض).
تحويل عوض: هرگاه عوض ـ به سببى از اسباب ـ در ذمّه شخصى ثابت شود، بر او واجب است آن را به مستحقش بپردازد و درصورت مدّت دار بودنِ زمان تحويل عوض، مانند معامله نسيه(بيع نسيه) اداى فورى آن واجب نيست. در غير اين صورت واجب است آن را نقد و فورى بپردازد(اقباض).
اجتماع عوض و معوّض: اجتماع عوض و معوّض براى يك نفر، مانند اجتماع كالا و بهاى آن در بيع براى فروشنده، منفعت و اجرت در اجاره براى اجير و بضع( بضع) و مهر در نكاح براى زوج، جايز نيست و عقد باطل است.[٤]
[١]لسان العرب، واژه «عوض»
[٢] الفروق اللغوية/ ٣٨٠
[٣] مفتاح الكرامة ٨/ ٢٨٩ ؛ جامع الشتات ٢/ ٣٥٢ ؛ جواهر الكلام ٢٢ / ٢٥٤
[٤] الاقطاب الفقهية/ ١١١ .
عوض جعلى عوض المسمّى
عوض المثل
عِوَض المِثل: ارزش متعارف يك كالا در بازار.
هرگاه عوض در متن عقد ذكر نشود و يا در عوض ذكر شده خللى پديد آيد،