فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٥٣٩ - غالى٨٥٩٢ غُلات
چنانچه پزشك با اذن ولىّ اقدام به برداشتن غده كودك كند، آيا ديه برعهده ولىّ است يا پزشك؟ مسئله اختلافى است.[٤]
[١]مختلف الشيعة ٨/ ٣٣١ ـ ٣٣٢
[٢] الروضة البهية ٧/ ٣١٠ ـ ٣١١ ؛ جواهر الكلام ٣٦/ ٣٤٨
[٣] شرائع الاسلام ٤/ ٩٧٠ ؛ غاية المرام ٤/ ٣٥٩ ـ ٣٦٠ ؛ مسالك الافهام ١٥/ ٦١ ـ ٦٢ ؛ جواهر الكلام ٤١/ ٦٦٩ ـ ٦٧١
[٤] مسالك الافهام ١٥/ ٦٢ ؛ جواهر الكلام ٤١/ [٦٧١]
غدير عيد غدير
غذا خوردنى
غرامت
غَرامت: تاوان.
غرامت از غُرم به معناى دين، عبارت است از آنچه بابت جبران خسارت داده مىشود. به مديون و بدهكار «غريم» گويند. واژه غريم بر طلبكار نيزاطلاق مىشود.[١]
برخى لغويان آنچه را كه از ناحيه جنايت يا خيانت بر عهده انسان مىآيد، از مفهوم غرامت خارج دانستهاند؛[٢] ليكن در كلمات فقها غرامت در مطلق جبران خسارت به كار رفته است؛ خواه سبب آن خيانت يا جنايت باشد يا چيزى ديگر. از احكام آن در بسيارى از ابواب فقهى؛ اعم از عبادات، عقود و احكام سخن گفتهاند.
غرامت و ضمان: در موارد ثبوت ضمان، غرامت ثابت است. بنابر اين، هر عملِ ضمان آورى موجب ثبوت غرامت بر انجام دهنده آن مىشود؛ خواه سبب ضمان اختيارى باشد، مانند عقد ضمان و يا قهرى، مانند اتلاف مال ديگرى و يا كوتاهى در رساندن حقوق شرعى، همچون زكات و خمس به مستحقان آن و در نتيجه از بين رفتن آن، و يا جنايت و آسيب رساندن به ديگرى، يا كوتاهى در حفظ امانت و يا خيانت در امانت، مانند كسى كه در مال امانى تصرف بيجا كرده است.
( ضمان) ( جنايت) ( خيانت) (دين) ( خسارت)
[١]لسان العرب، واژه «غرم»
[٢] كتاب العين و المفردات (راغب)، واژه «غرم».
غرب
غَرب: از جهات چهار گانه، سمت غروب خورشيد( شرق).