فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ١٧٨ - طافى
[١]روضة المتقين ١٤/ ٢٤٣ ؛ طرائف المقال ١/ ٣٤٣ ؛ مستدرك سفينة البحار ٦/ ٥١٠
[٢] وسائل الشيعة ٩ / ٣٤٣ ـ ٣٤٤
[٣] المهذب ١ / ١٧٤ ـ ١٧٥
[٤] المبسوط ١/ ٢٤١ ؛ منتهى المطلب ٨/ ٤٥٩ ؛ الحدائق الناضرة ١٢/ ٢٧٩ ـ ٢٨٢ .
طبع
طبع: مزاج.
از احكام مرتبط با آن در بابهاى طهارت، صلات و اطعمه و اشربه سخن گفتهاند.
طهارت: استفراغ و نيز خلال كردنى كه موجب خون ريزى لثه گردد، درصورتى كه طبع از آن دو آزرده شود، از موجبات استحباب وضو بر شمرده شده است.[١] برخى استحباب آن را نپذيرفتهاند.[٢]
مصرف آب پاكى كه رنگ، بو يا مزه آن به سبب زياد ماندن يا افتادن چيزى در آن تغيير يافته براى نوشيدن، وضو و يا غسل مكروه است. برخى گفتهاند: كراهت در فرضى است كه تغيّر به گونهاى باشد كه طبع انسان از آن كراهت و نفرت داشته باشد.[٣]
صلات: از جاهايى كه نماز گزاردن در آن كراهت دارد، محل آلودهاى است كه طبع انسان از آن تنفر دارد.[٤]
اطعمه و اشربه: خوردن و نوشيدن خبائث حرام است. خبيث عبارت است از آنچه انسان بر حسب طبع سالم خود از آن متنفر است[٥]( خبيث).
[١]الالفية و النفلية/ ٩٢
[٢] الحدائق الناضرة ٢/ ١٤٥ ؛ بحار الانوار ٨٠/ ٣١٣
[٣] مشارق الشموس/ ١٨٥ ؛ مرآة العقول ١٣/ ٢١
[٤] العروة الوثقى ٢/ ٣٩٨
[٥] مفاتيح الشرائع ٢/ ٢١٧ ؛ مستند الشيعة ١٥/ ٩ ـ ١٠.
طبقه
طبقه: درجه و رتبه/ فضايى در ساختمان بين دو كف متوالى يا بين يك كف و سقف/ گروهى از راويان حديث يا فقها كه در سن و سال و ملاقات با امام عليه السّلام يا مشايخ حديث با يكديگر مشترك اند.
طبقه به معناى نخست در باب ارث آمده است.
مراد از طبقه در باب ارث، رتبه بندى خويشان ميّت به لحاظ قرابت نسبى با او است كه به سه طبقه كلى تقسيم شدهاند و با وجود طبقه نزديكتر طبقه دورتر ارث نمىبرد. اين طبقات عبارتاند از: