فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٤٩٨ - عمّه
عنفقه در كلمات فقها به عنوان مصداق ذكر شده است. از آن به مناسبت در باب صلات نام بردهاند.
در وضو، شستن روى موهاى صورت، همچون عنفقه كافى است و شستن زير موها لازم نيست.[٢]
[١]لسان العرب، واژه «عنفق»
[٢] المبسوط ١/ ٢٠ ؛ الروضة البهية ١/ ٣٢٤ ؛ جواهر الكلام ٢/ [١٥٨]
عنقاء
عَنقاء: پرندهاى نا شناخته.
از نظر لغويان، عنقا پرندهاى ناشناخته است كه مردم در حدّ نام آن را مىشناسند و چيزى از ويژگيهاى آن نمىدانند.[١]
در بعضى روايات، عنقا از مسخ شدگان شمرده شده است[٢]( مسوخ).
[١]كتاب العين، لسان العرب و مجمع البحرين، واژه «عنق»
[٢] وسائل الشيعة ٢٤/ ١١١ .
عنكبوت
عنكبوت: از حشرات.
از آن به مناسبت در بابهاى طهارت، صلات و اطعمه و اشربه نام بردهاند.
زدودن تار عنكبوت از خانه مستحب و باقى گذاشتن آن مكروه است. در حديثى از امير مؤمنان عليه السّلام آمده است: «باقى گذاشتن تار عنكبوت در خانه فقر و تنگدستى را در پى دارد».[١]
عنكبوت از حشرات است( حشرات) كه خوردن آنها حرام مىباشد.[٢] اين حشره از جانورانى است كه خداوند برخى خلافكاران را به صورت آن مسخ كرده است[٣] (مسوخ). در روايتى آمده است: «خداوند زنى را كه همسر خود را سحر كرد، به صورت عنكبوت مسخ نمود».[٤]
[١]كشف الغطاء ٣/ ٩٥ و٩٨ ؛ وسائل الشيعة ٥/ ٣٢٢
[٢] مستند الشيعة ١٥/ ١٠٤ ؛ النور الساطع ٢/ ٢٥٠
[٣] ذكرى الشيعة ٣/ ٣٤ ؛ جواهر الكلام ٣٦/ ١٩٦ ـ ١٩٧ ؛ الحدائق الناضرة ٥/ ٢٢٥
[٤] وسائل الشيعة ٢٤/ ١١٠ .
عنكبوت؛ سوره
عنكبوت؛ سوره: بيست و نهمين سوره قرآن كريم.
از آن در باب صلات نام بردهاند.