فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٣٨٤ - عَزل
[١]مجمع البحرين، واژه «عزم»
[٢] فقه الامام جعفر الصادق ١/ ١٢٧ ؛ مهذب الاحكام ١٢/ ٢٢١ .
عَسَب الفحل عسيب الفحل
عُسر و حرج؛ قاعده قاعده عسر و حرج
عُسفان نماز عسفان
عسل
عسل: شهد زنبور عسل.
از احكام مرتبط با آن در بابهاى طهارت، خمس، زكات، تجارت، نكاح و اطعمه و اشربه سخن گفتهاند.
قرآن كريم از عسل به عنوان شفا و درمان براى مردم ياد مىكند.[١] در روايات بسيارى نيز از عسل به عنوان دارويى شفا بخش براى هر دردى نام برده شده است.[٢]
برخى قدما خمس را در عسل واجب ندانستهاند؛[٣] ليكن به قول مشهور، خمس در عسل به دست آمده از راه كسب، مانند عسل به دست آمده از كوهستان، واجب است.[٤] از برخى قدما وجوب زكات در عسل فراهم آمده از زمين عشريه( زمين عشريه) نقل شده است.[٥]
چنانچه عسل به بيع سلف( بيع سلف) فروخته شود، بايد مشخصات آن از جهت منطقه، زمان و رنگ، در معامله ذكر شود و اگر بدون قيد و شرط معامله شود، بايد عسل صاف و بدون موم تحويل خريدار گردد.[٦]
به تصريح برخى، مستحب است مقدارى عسل براى زنبوران عسل در كندو گذاشته شود و در صورت نياز زنبورها به عسل براى تغذيه، مانند فصل زمستان، باقى گذاشتن واجب است. مستحب است مقدارى بيش از حدّ نياز باقى بگذارد، مگر آنكه براى زنبورها زيان داشته باشد.[٧]
باز كردن كام نوزاد با آب فرات و در صورت دسترس نداشتن به آن با آب شيرين (خالصِ غير شور) مستحب است و چنانچه جز آب شور يافت نشود، مقدارى خرما يا عسل در آن قرار داده و كام نوزاد با آن باز مىشود[٨] (تحنيك).
از مايعات مست كننده «بِتع» است كه از عسل گرفته مىشود[٩]( مُسكر).