فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ١٩٦ - طلاق
طلاق با جمله «اَنتِ الطالق» (با الف و لام) يا «طلاق» يا «مِنَ المطَلَّقات»، تحقق نمىيابد[٢٧] در تحقق طلاق با اين الفاظ اختلاف است:
مطلّقه (اَنتِ مطلّقة). طَلَّقتُ (فلانة). نَعَم (بله) در پاسخ سؤال «هَل طَلَّقتَ اِمرَأتَكَ»؟ (آيا همسرت را طلاق دادى؟).[٢٨]طلاق با الفاظ كنايهاى كه احتمال مىرود معنايى جز طلاق داشته باشد، مانند «اَطلَقتُكِ» و «اَنتِ خَليَّةٌ» واقع نمىشود؛[٢٩] چنان كه با نوشتن و اشاره در فرض توانايى سخن گفتن، تحقق نمىيابد؛ اما اگر قدرت تكلّم نداشته باشد با نوشتن و يا اشاره محقق مىشود.[٣٠] برخى قدما گفتهاند: در صورتى كه مرد غايب باشد، مىتواند با دست نوشته خود همسرش را طلاق دهد، هرچند توانايى سخن گفتن داشته باشد.[٣١]
بنابر قول مشهور ميان متأخران، در صورت توانايى بر تلفظ به زبان عربى صيغه طلاق بايد به عربى صحيح خوانده شود و در صورت عدم توانايى بر آن، با هر لفظ مرادف صيغه عربى صحيح است.[٣٢] برخى گفتهاند: در صورت عدم توانايى بايد وكيل بگيرد و چنانچه نتوانست وكيل بگيرد، مىتواند به لفظ غير عربى بخواند.[٣٣]
تنجّز در طلاق: از شرايط صحّت طلاق بنابر قول مشهور منجّز بودن( تنجيز) و عدم تعليق آن بر شرط (چيزى كه احتمال وقوع آن مىرود) يا صفت (چيزى كه وقوع آن يقينى است، مانند طلوع خورشيد) است. بر اين قول ادعاى اجماع شده است.[٣٤]
چنانچه طلاق بر شرطى معلّق باشد كه هنگام طلاق دادن حاصل است، مانند اينكه در روز جمعه بگويد: «اِن كانَ اليوم الجمعة فانتِ طالقٌ؛ اگر امروز جمعه باشد تو را طلاق دادم» آيا طلاق صحيح است يا باطل؟ مسئله اختلافى است[٣٥] برخى گفتهاند: در صورت علم به وقوع شرط در زمان طلاق، طلاق صحيح است[٣٦]