فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٢٩٣ - عاريه
عاطف
عاطف: هفتمين اسب در مسابقه[١](اسب دوانى).
[١]جواهرالكلام ٢٨/ ٢١٤ .
عافيت سلامتى
عاقّ عقوق
عاقد عقد
عاقل عقل
عاقله
عاقله: ضامن ديه قتل يا جراحت خطايى.
عاقله عبارتاند از افرادى كه به حكم شارع مقدس ضامن ديه قتل و جراحت اشتباهى جانىاند. در علت ناميدن اين افراد به عاقله وجوهى ذكر شده است، از جمله:
[١] عقل به معناى ديه است و اين افراد به جهت تحمّل ديه از طرف جانى، عاقله (ديه دهنده) ناميده شدهاند.
[٢] عقل به معناى منع است و در عصر جاهلى عشيره قاتل با شمشير از او در برابر عشيره مقتول حمايت مىكردند. در اسلام، شمشير تبديل به مال شده و خويشاوندان قاتل با مال به حمايت او بر مىخيزند.
[٣] عقل به معناى بستن است و از آن جهت كه در دوران جاهلى عشيره قاتل شتر را به عنوان ديه بر سر در ولىّ مقتول مىبستند به آنان عاقله گفته شده است.[١]
از احكام عنوان ياد شده در باب ديات سخن گفتهاند.
مراتب: مراتب عاقله به ترتيب عبارتاند از عَصَبه، مُعتِق، ضامن جريره و امام عليه السّلام.
[١] عصبه: عَصَبه بنابر قول مشهور عبارتاند از مردان از خويشاوندان پدرى، مانند برادر، عمو و فرزندان آنان.[٢]
برخى گفتهاند: عاقله كسانىاند كه از قاتل ـ در فرض فوت كردن او ـ ارث مىبرند.[٣]
برخى ديگر گفتهاند: احتمال دارد صفت «ارث بر» در كلمات قائلان به قول دوم، بيان علّت باشد نه تعريف و تفسير عصبه؛