فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٤٩٧ - عموم استيعابى٨٥٩٢ عام و خاص
و بر آنان سخت نگيرد و در صورتى كه مالى به او برسد و امر داير باشد بين هزينه كردن آن بر خانواده يا صدقه دادن بعض آن به نيازمند، افضل آن است كه آن را براى خانوادهاش خرج كند[٢]
( جهد مقل)
[١]وسائل الشيعة ٩/ ٤٣٠
[٢] لوامع صاحبقرانى ٦/ ٤٦ ؛ غنائم الايام ٤/ ٣٩٨ ؛ كلمة التقوى ٦/ ١٧٢ .
عنف
عُنف: خشونت و بى رحمى.
عنف در لغت به معناى خشونت و بى رحمى در برابر رفق و مدارا است.[١] اين واژه با اضافه زنا به آن (زناى به عنف) در كلمات معاصران، از جمله استفتائات آمده است و به معناى زنا كردن با توسل به زور، اجبار و تهديد و بدون رضايت زن مىباشد. زناى به عنف در كلمات فقها تحت عنوان زنا به اجبار و اكراه مطرح شده و در روايات با عنوان «غصب فرج» آمده است.[٢]
حدّ زناى به عنف، قتل زناكار است؛ خواه محصن باشد يا غير محصن[٣](احصان).
زناى به عنف موجب ثبوت مهر المثل ( مهر المثل) بر زانى است؛ خواه زن باكره باشد يا غير باكره.[٤]
در زناى به عنف، اگر زن در مقام دفاع از خود مرد را به قتل برساند، ديهاى بر عهده او نيست.[٥]
به تصريح برخى، چنانچه عنف از ناحيه زن باشد و او با توسل به خشونت و تهديد، مرد را وادار به زنا كند، حكم زناى به عنف بر زن جارى نمىشود.[٦]
( زنا)
[١]لسان العرب، واژه «عنف»
[٢] وسائل الشيعة ٢٨/ ١٠٨ ـ ١٠٩
[٣] جواهر الكلام ٤١/ ٣١٥ ؛ مجمع المسائل ٣/ ١٩٤ ؛ جامع المسائل (فاضل) ١/ ٤٩٤ ؛ استفتائات جديد (مكارم) ٢/ ٤٨٩ و ٥١٠
[٤] كتاب السرائر ٣/ ٤٣٦ ؛ فقه الامام جعفر الصادق ٥/ ٢٧٠ [٥]جواهر الكلام ٤٣/ ٨٧
[٦] استفتائات جديد (مكارم) ١/ ٣٥١ .
عنفقه
عَنفَقَه: موهاى زير لب زيرين.
برخى لغويان آن را به موهاى بين زير لب و چانه معنا كردهاند[١] البته اين اختلاف تأثيرى در حكم آن ندارد؛ زيرا حكم دربردارنده موهاى صورت است و