فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٣٠٧ - عامل
به گفته برخى، عبادت بالاترين مرتبه خضوع و اظهار ذلت است كه تنها سزاوار خداى تعالى مىباشد.[١] خداى سبحان در قرآن كريم مىفرمايد: «جن و انس را نيافريدم مگر براى عبادت».[٢]
عبادت در اصطلاح به دو معنا آمده است: به معناى اخص؛ يعنى آنچه در شرع به عنوان عبادت مقرر شده و قوام آن به قصد قربت است و بدون آن تحقق نمىيابد، مانند نماز، روزه و حج، و به معناى اعم؛ يعنى هر عمل جايزى كه به قصد قربت انجام شود، مانند شستن لباس.
قصد قربت در عبادت به معناى دوم، شرط تحقق عمل نيست. عمل بدون قصد قربت نيز تحقق مىيابد؛ بلكه قصد قربت تنها شرط استحقاق پاداش است.[٣]
مقصود از عبادت در اين نوشتار، عبادت به معناى اخص است كه بخش عمدهاى از ابواب فقه، همچون طهارت، صلات، زكات، خمس، صوم، اعتكاف و حج به بيان مسائل و احكام آن اختصاص يافته است؛ چنان كه در اصول فقه نيز از آن سخن گفتهاند؛ از اين رو، در اين نوشتار در دو بعد فقهى و اصولى به بيان احكام كلى عبادات مىپردازيم و احكام خاص و جزئى در عناوين مناسب كه بسيارى از عناوين فرهنگ را در برمىگيرد، خواهد آمد.
الف. بعد فقهى
اقسام: عبادت از جهات مختلف داراى اقسامى است:
[١] به لحاظ حكم تكليفى، به واجب، مستحب و مكروه تقسيم مىشود. مقصود از كراهت در عبادت، كاهش ثواب آن است، مانند كراهت نماز گزاردن در حمام و روزه گرفتن در روز عرفه براى كسى كه بيم دارد بر اثر ضعف حاصل از آن از دعا باز بماند.[٤]
[٢] به لحاظ متعلق عبادت، به عبادت بدنى كه اعضاى بدن در به جاآوردن آن دخالت دارد، مانند نماز و روزه، و مالى، همچون خمس و زكات، و مركب از آن دو، مانند حج و عمره تقسيم مىشود.[٥]
[٣] به لحاظ محدود و نامحدود بودن وقت آن، به موقّت و مطلق تقسيم مىگردد.