فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٦٦٧ - فرار
ارث بردن فرزند در رحم منوط به اين است كه زنده به دنيا بيايد. از نشانههاى زنده به دنيا آمدن، استهلال او است( استهلال).
زنا زاده از نظر شرع فرزند به شمار نمىرود و در نتيجه احكام ارث در حق او جارى نمىشود(زنازاده)؛ چنان كه فرزندى كه زوج با لعان او را از خود نفى كرده است، از يكديگر ارث نمىبرند؛ بلكه ارث تنها ميان او و مادرش ثابت است ( لعان).
بيرون آوردن جنين از رحم: چنانچه مادر بميرد، اما جنين در رحم وى زنده باشد، سمت چپ شكم مادر شكافته و فرزند بيرون آورده مىشود؛ سپس محل شكافته شده دوخته و پس از آن، ميّت غسل داده و كفن مىشود.[٢٦]
تصرف در مال فرزند صغير: بدون شك پدر بر فرزند نابالغ و نيز اموال او ولايت دارد و مىتواند با آن اموال براى او تجارت كند و يا آنها را براى تجارت به عنوان مضاربه و مانند آن به ديگرى بدهد. البته در اينكه جواز تصرف منوط به وجود مصلحت در آن است يا نداشتن مفسده كفايت مىكند، هرچند دربردارنده مصلحت نباشد، اختلاف است. در حكم ياد شده جدّ پدرى نيز ملحق به پدر است.[٢٧]
قبض پدر به منزله قبض فرزند: در معاملات و نيز اموالى كه به كودك بخشيده مىشود، دريافت عوض يا مال توسط پدر به منزله دريافت فرزند است. از اين رو، در مواردى كه قبض موجب لزوم مىشود، مانند هديه مادر يا برادر، با قبض پدر، از طرف فرزند لزوم محقق مىشود و بازپس گرفتن آن جايز نخواهد بود. ساير احكام مترتب بر قبض نيز همين حكم را دارد[٢٨](اقباض).
ربا ميان پدر و فرزند: بين پدر و فرزند ربا نيست؛ بدين معنا كه براى هر يك جايز است از ديگرى ربا بگيرد. از برخى قدما نقل شده است كه تنها براى پدر جايز است از پسر خود ربا بگيرد و عكس آن جايز نيست. حكم ياد شده نسبت به مادر جارى نمىشود[٢٩] (ربا).