فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٣٤٤ - عُدول
او عافيت دهنده و سلامت بخش است. بنابر اين، بيمارى به خودى خود مسرى نخواهد بود.
برخى گفتهاند: ممكن است مراد از نفى، نفى استقلال بيمارى در اثر گذارى بر ديگرى بدون دخالت مشيّت خدا باشد و اينكه تأثير آن منوط به اراده الهى است؛ از اين رو، با پناه بردن به خدا از سرايت بيمارى ايمن مىگردد و اين معنا با امر به اجتناب و دورى گزيدن از جذامى و مانند او منافات ندارد؛ زيرا عموم مردم به علّت ضعف يقين، به خدا پناه نمىبرند و درنتيجه نفوس آنان از امثال اين بيمارى تأثير مىپذيرد و گمان مىكنند منشأ آن، اين بيمارى است؛ از اين رو، آنان را از نزديك شدن به جذامى و مانند او باز داشتهاند.[٢]
( بيمارى مسرى)
[١]الكافى (كلينى) ٨/ ١٩٦ ؛ عوالى اللئالى ١/ ٣٢
[٢] مرآة العقول ٢٦/ ٩٦ ـ ٩٧ .
عدّه
عِدّه: مدت معيّنى كه زن پس از جدايى از شوهر حق ازدواج مجدد ندارد.
عدّه عبارت است از مدت معيّنى كه زن پس از جدايى از شوهر و يا كسى كه به اشتباه با وى آميزش كرده، در حالت انتظار به سر مىبرد و تا پايان آن مدت حق اختيار همسرى ديگر ندارد.
منشأ جدايى مىتواند يكى از اين امور باشد: طلاق، فسخ نكاح، فوت شوهر، اتمام مدت عقد و يا بذل آن در ازدواج موقت و زوال اشتباه در آميزش به شبهه.
عدّه بر حسب اسباب آن؛ يعنى فوت شوهر يا طلاق؛ نوع ازدواج؛ يعنى دائم يا موقت و حالات مختلف زن از حيث آزاد و كنيز بودن، عادت ماهانه ديدن و نديدن و حامله بودن و نبودن متفاوت است.[١] از عنوان ياد شده در باب طلاق و به مناسبت در باب نكاح سخن گفتهاند.
حكمت عدّه: حفظ نسب وپيشگيرى از اختلاط آن، حفظ حرمت ازدواج و احترام شوهر (در عدّه وفات) و نيز دادن فرصت به زوجين براى رجوع به زندگى سابق (در عدّه رجعى) حكمتهاى تشريع عدّه و غايت آن ذكر شده است نه علت آن؛