فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٦٦٦ - فرار
برخى تفضيل را تنها در حال بيمارى و تنگدستى پدر مكروه دانستهاند. بنابر اين، در حال سلامت و غنا و فراخى كراهت ندارد[١٦]
هديهاى را كه پدر به فرزند داده است، جايز نيست بازپس گيرد.[١٧] برخى قدما حكم ياد شده را به فرزند نابالغ اختصاص دادهاند. بنابر اين، بازپس گرفتن هديه داده شده به فرزند بالغ جايز خواهد بود.[١٨]
وقف بر فرزندان: چنانچه واقف بگويد: اين مال را بر فرزندانم وقف كردم، شامل پسر و دختر هر دو مىشود؛ ليكن در اينكه به فرزندان صلبى او اختصاص مىيابد يا شامل نوه هاى وى نيز مىشود، اختلاف است. اكثر فقها قول نخست را برگزيدهاند[١٩]( وقف).
برداشت از مال فرزند: بنابر قول مشهور پدرِ غير نيازمند نمىتواند بدون رضايت فرزند از مال او بردارد؛ چنان كه در صورت نياز و فقر نيز اگر فرزند نياز او را برطرف كند، حق برداشت ندارد؛ ليكن در صورت نياز و فقر، چنانچه فرزند ثروتمند باشد و نياز پدرش را رفع نكند، پدر مىتواند به اندازه نياز در حدّ متعارف و بدون اسراف از مال فرزند بردارد.[٢٠]
آيا پدرى كه براى گزاردن حج واجب مالى ندارد، مىتواند با برداشت از مال فرزند حج بگزارد يا نه؟ مسئله اختلافى است. مشهور قول دوم است.[٢١] برخى برداشت مال براى گزاردن حج واجب را واجب دانستهاند.[٢٢]
به قول مشهور، پدر مىتواند از مال فرزند نابالغ يا ديوانهاش به عنوان قرض بردارد؛ خواه ثروتمند باشد يا نيازمند.[٢٣]
مادر نيز همچون پدر تنها در صورت نياز و فقر مىتواند از مال فرزند در حدّ نياز بردارد.[٢٤] در اينكه مادر نيز مىتواند به عنوان قرض از مال فرزند نابالغ يا ديوانه خود برداشت كند يا نه، مسئله محل اختلاف است.[٢٥]
ميراث فرزند: هر يك از پدر و مادر از فرزند، و فرزند از آنان ارث مىبرد. سهم هركدام از والدين در صورتى كه ميّت فرزند داشته باشد يك ششم از تركه است( ارث).