مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٤٩ - بررسی بیان علامه ( ره ) ذیل سوره انبیاء
حکیمانهاش نیست که خود ایشان در موارد متعددی در همین تفسیر گفتهاند.
بنابراین نتیجهای که ایشان در اینجا گرفته و گفتهاند: «الحکمة صفة ذاتیة لفعله» به این معنا که چون فعل خداوند است حکمت است، نه چون فعل خداوند علی أفضل ما یمکن است، صحیح نمیباشد؛ بلکه فعل خداوند چون علی أفضل ما یمکن است، حکمت است، نه چون فعل خداوند است.
بنابراین بیان ایشان در سوره اعراف درست است و منطبق با بیان حکماست، البته یک درجه دیگر از همان سخن حکماست. ولی بیان ایشان در ذیل سوره انبیاء در جلد چهاردهم درست نیست و چنین خیال میکنیم که منشأ این اشتباه این است که ایشان در اینجا که حکمت را معنی میکردهاند، یکمرتبه ذهنشان دنبال حکمت به آن معنا که متکلمین میگویند رفته و بعد هم به حق آن را مورد انتقاد قرار دادهاند، و بعد از انتقاد، آن نتیجهگیری را کردهاند، در صورتی که اصلًا ایشان نمیبایست حکمت را آن طور معنی کنند، به شکل متکلمانه آن، تا بعد آن ایراد وارد بیاید و بعد آن نتیجه گیری که حالا به نظر ما نادرست است.
در اینجا بحث حکمت و عنایت را که میخواستیم بحث نسبتاً خوبی کرده باشیم، پایان میدهیم. در جلسه بعد اگر فرصتی بکنیم ایراد هیوم بر برهان نظم را بحث کنیم که شاید فرصت دیگری به دست نیاوریم؛ ببینیم که اینها در اینجا چه گفتهاند و حرفشان چیست. بعد از آن بحث حکمت را پایان میدهیم و وارد مسأله خیر و شر میشویم.
سؤال: شما در جلسه پیش یک مثالی فرمودید که مثلًا یک دانه گندم وقتی به یک گیاه تبدیل میشود، این به کمال خودش میرسد. این را در تفسیر «ایصال کل ممکن لغایة» فرمودید. ما میگوییم که این کمال، مفهوم نسبی است و اگر قطع نظر از خدا در نظر بگیریم نمیتوانیم بگوییم به کمال خودش میرسد.
استاد: چرا کمال یک امر نسبی است؟
- اگر ما ثابت کنیم که خدایی هست و موجودات باید به طرف او بروند، در