مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٦٢ - فعل حکیمانه انسان شبیه به فعل خدا نیست
است. ولی شاید چنین چیزی باشد؛ از کجا که نباشد؟ به این ترتیبی که من اشکالات هیوم را مطرح کردم خودش نگفتهاست، ولی این ترتیب از ترتیب خود او بهتر است.
بعد از همه این حرفها میگوید در عین حال نمیشود انکار کرد که شواهد و قرائنی از نظم در طبیعت هست، ولی اینها به شکلی نیست که احتمالات دیگر را نفی کند؛ از جمله همین احتمال که نظم دهندهای در درون خود ماده باشد و مادی باشد، نه در بیرون از ماده.
آنچه عرض کردم خلاصه حرفهای آقای هیوم بود که در عین حال مردی مسیحی است و منکر خدا نیست.
رد اشکالات هیوم
حالا ما در مقابل این اشکالات چه میگوییم؟ اولین حرف هیوم، که در بیان ما هم اولین بود، از اینجا شروع شده است که دلیل نظم مبنی بر یک تشبیه و تمثیل است، یک امر تجربی است و مبنی بر مشابهت میان معلولات طبیعی و مصنوعات انسان است. هر چه که شباهت بیشتر باشد قهراً این دلیل کاملتر است.
بیانات گذشته ما جواب اولین حرف را که پایه سایر حرفهای هیوم است میدهد و آن این است: قبل از آنکه نوبت به این حرفهای هیوم برسد که آیا شباهت میان معلولات طبیعی و مصنوعات انسان، کامل است یا نیست؟ و آیا ما به یک تجربه جداگانه از تجربیاتی که در افعال انسان داریم نیازمند هستیم یا نه؟ و آیا؟ و آیا؟ و آیا؟ قبل از همه اینها دیدیم اصلًا اجازه نداریم که صنع الهی را به صنع انسانی تشبیه کنیم و حکمت الهی را از نوع حکمت انسانی بدانیم. [اگر چنین تشبیهی جایز بود] بعد میتوانستیم وارد شویم و بگوییم که ما این را از راه تجربه در صنع انسانی درک میکنیم. چرا؟
فعل حکیمانه انسان شبیه به فعل خدا نیست
چون گفتیم که در انسان مسأله به این شکل است که فعل حکیمانه انسان مبنی بر یک طرح قبلی است، یعنی مبنی بر یک سلسله تصورات و علوم حصولی قبلی، که خود آن طرح، به تعبیر آقای طباطبائی، قبلًا از عالم واقع گرفته شده است و بعد