مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٥٣ - وابستگی اشیاء در نظام طولی و عرضی به همدیگر
این حساب که ایندو به یکدیگر مرتبط هستند و بودن این و بودن آن به یکدیگر مربوط است و عین یکدیگر است، نشان میدهد که اصل «یا همه یا هیچ» حکمفرماست، یعنی چنین وابستگی ذاتی میان اجزاء عالم برقرار است. این را دیگر توجه ندارند. این جهان مثل یک کارخانه عظیم و بزرگ است، با این اختلاف که در یک کارخانه رابطه اجزاء با کار و شغلشان یک رابطه ذاتی نیست، بلکه قراردادی انسان است. میشد که مثلا این چرخ را به صورت دیگری بسازند و به اینجا بیاورند و این را به آنجا ببرند. در عالم این جور نیست. هر جزئی در جای خودش است.
جایش هم برای خودش ذاتی اوست. پس امر دایر است میان این که هیچ نباشد، یا اگر میخواهد باشد همه با هم باید باشند.
حافظ برخلاف آنطوری که او را میشناسند، که البته باید بگویم که هیچ او را نمیشناسند و شعرهایش را هیچ نمیفهمند، مرد عالم و فاضلی بوده؛ جزء تحصیلکردههای خیلی عالی بوده که مطابق با اصول و تفسیر و فلسفه و عرفان سخن میگفته و در همه اینها خیلی خوب وارد بوده است. نکتههای عجیبی در شعر او هست. میگوید: «در کارگاه هستی از کفر ناگزیر است».
این شعر همین حرف را میگوید. نمیتواند این عالم باشد و کفر نباشد. اگر بخواهد کفر نباشد باید این عالم نباشد؛ یعنی این اصل وابستگی اجزاء عالم با یکدیگر را با این تعبیر ذکر کرده است. پس وقتی که [این عالم] مقضی است، چنین نیست که این شئ جداگانه مقضی باشد و آن شئ جداگانه.
وابستگی اشیاء در نظام طولی و عرضی به همدیگر
ما از دو جهت اشتباه میکنیم: یکی از این جهت که نظام طولی علت و معلول را نمیبینیم و خیال میکنیم که قضای الهی بدون رابطه علت و معلولی به اشیاء تعلق میگیرد. این غلط است. قضای الهی به هر چیزی که تعلق بگیرد از راه علتش تعلق میگیرد؛ یعنی قضای الهی جز وجود علت آن شئ معنایی نمیدهد. قضای الهی به این معناست که علت آن شئ و علت علت آن شئ ادامه دارد تا به ذات واجبالوجود میرسد. یعنی علم الهی و اراده الهی اقتضا کرده است که معلول اول و معلول ثانی به نظام علت و معلول وجود داشته باشند. معنای قضای الهی این نیست که اشیاء و حوادث مستقیماً مورد تعلق قضای الهی قرار میگیرند. این نکته اول را