مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٨٦ - طرح یک اشکال
خودش معقول نیست؛ یعنی هرگز چنین نیست که آگاهی به ذاتش تعلق بگیرد و ذاتش عین مورد تعلق و آگاهی باشد.
طرح یک اشکال
بعد از این شیخ وارد مطلب دیگری میشود که آن را خیلی [بسط] و ادامه میدهد. مطلبی است که میشود اول به صورت یک اشکال طرح شود. البته شیخ خودِ اشکال را طرح نکرده است. اکنون ما به صورت اشکال مطرح میکنیم و بعد به جواب آن میپردازیم: قبول داریم که در یک موجود خودآگاه، عالم و علم و معلوم یکی است و لازمه خودآگاهی یکی بودن عالم و معلوم است، ولی عالمیت و معلومیت اضافههایی هستند که اقتضای مغایرت دارند. آیا ممکن است که ضارب و مضروب یکی باشد؟ آیا ممکن است که یک شئ از همان حیث که ضارب است مضروب هم باشد؟ عالمیت و معلومیت دو اضافه هستند که اقتضای اثنینیت دارند.
شیخ در اینجا به تفصیل وارد این مطلب میشود که اضافات اقتضای کثرت نمیکنند. در مواردی مثل محرکیت و متحرکیت که اقتضای کثرت دارند ریشه این اقتضا چیز دیگر است که فعلًا ما وارد این بحث نمیشویم.
سؤال: اینکه میگویند شیخ منکر اتحاد عاقل و معقول است [صحیح است؟] استاد: اتحاد عاقل و معقول در چه چیزی؟ شیخ در علم شئ به ذات، در همه کتابهایش تصریح میکند که در این مورد اتحاد عاقل و معقول است. آن اتحادی که مورد بحث و اختلاف است آن جایی است که موجودی به شئ دیگر آگاه میشود؛ آیا آنجا هم بین عاقل و وجود ذهنی معقول- نه وجود عینی آن- نوعی اتحاد هست؟ آیا میان عاقل و آن صورت معقوله اتحاد هست؟ شیخ این را انکار دارد. اما کسانی مثل ملاصدرا که برخلاف نظر شیخ نظر میدهند، میگویند در آنجایی هم که انسان به غیر آگاه میشود، میان عاقل و آن صورت معقولهای که در ذهن هست اتحاد است.