مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٠٨ - ادامه بحث در ملاکهای تشخص و تمایز
میگویید دوتا هستند؟ [مگر هر دو انسان نیستند؟] میگوییم چطور میشود اینها را یکی فرض کرد در حالی که این در اینجا نشسته و آن در آنجا؟ یا مثلًا این در این زمان است و او در زمان دیگر؟ اگر کسی بگوید این شخص عین سعدی است، میگوییم سعدی در آن زمان بوده و این شخص در این زمان، چطور ایندو عین یکدیگرند؟ [اضافات نیز موجب تمایز میشوند.] مثلًا میگوییم این پسر فلان کس است و آن پسر فلان کس، این قدش کوتاه است و آن قدش بلند است، این رنگش سفید است و آن رنگش گندمگون است، و امثال اینها. پس دو شخص در عین اینکه هر دو انسانند، صرف انسان بودن دلیل نمیشود که وحدت شخصی داشته باشند. انسانیت ملاک وحدت نوعی است نه ملاک وحدت شخصی. این دو فرد از نظر شخصی تکثر دارند.
پس یک وقت دو چیز به تمام ذات متمایزند، یعنی حتی وحدت نوعی ندارند، وحدت جنسی هم ندارند. یک وقت هم هست که دو چیز به بعض ذات با یکدیگر اختلاف دارند، یعنی وحدت جنسی و کثرت نوعی دارند؛ و گاهی به عوارض و مشخصات متفاوتند، یعنی وحدت جنسی و وحدت نوعی دارند ولی کثرت شخصی دارند.
نوع دیگری از تمایز هم اشراقیین گفتهاند که تمایز به نقص و کمال است، یعنی ممکن است که دو چیز از هر جهت، از جهت جنس و نوع و فصل و عوارض و مشخصات، یکی باشند، ولی اختلافشان به نقص و کمال و شدت و ضعف باشد؛ که این یک مسأله علیحدهای است.
این بیان در باب توحید واجبالوجود از آن بیان گذشته جامعتر است، ولی در آن بیان گذشته، مکان و زمان و وضع و اینها را نام برده بودند و از این جهت اندکی قابل توضیح بود. اینجا از اینها نام نبرده ولی بیان جامعتر است. شیخ در اول کتاب بیانی جامعتر از این آورده. البته از یک نظر آن جامعتر است و از نظر دیگر این جامعتر و مفصلتر است. بدون شک ما بیش از این ملاک تمایز و تغایر پیدا نمیکنیم؛ یعنی اگر ما قائل به تعدد واجبالوجود بشویم، این دو یا چند واجبالوجود یا به تمام ذات متمایزند یا به بعض ذات، که در صورت دوم در جنس مشترکند و در بعض دیگر [ذات که فصل باشد] متمایزند؛ یا اینکه باید قائل شویم که ذاتشان یکی است