مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٩٥ - مواضع فلاسفه قدیم و جدید در مسأله عنایت و حکمت و شر
کار میبرند ولی در بسیاری از اوقات از کلمه «حکمت» هم استفاده میکنند، مخصوصاً که این کلمه در معارف اسلامی آمده است و خدای متعال به صفت حکیم توصیف شده است. آنچه که فلاسفه میخواهند از کلمه «عنایت» بفهمانند و برسانند، در معارف اسلامی با کلمه «حکمت» رسانده میشود، و بهتر این بود که روی کلمه «حکمت» یک مقداری فکر میکردند و بیان مینمودند.
من الآن یادم نمیآید که شیخ حکمت را در جایی تعریف کرده باشد، ولی مرحوم آخوند در بعضی از کلماتش فیالجمله و به طور مختصر، نه به طور مفصل، مثلًا تحت عنوان «فیحکمته و هدایته» یا شبیه به چنین عنوانی در اسفار گفته است که حکمت عبارت است از افضلِ علم به افضل معلوم و اتقان فعل؛ یعنی دو عنصر را در این تعریف وارد میکند: یکی افضل علم به افضل معلوم، و دیگری اتقان صنع و اتقان فعل.
مواضع فلاسفه قدیم و جدید در مسأله عنایت و حکمت و شر
در اینجا این موضوع را مخصوصاً توجه بفرمایید که همین مسأله عنایت و حکمت و شر از مسائل فوقالعاده مهم در الهیات است و از آن جاهایی است که برخورد خیلی شدیدی میان فلسفه قدیم و فلسفه جدید هست، یعنی از آن جاهایی است که [راهها کاملًا مختلف است.] راهی که آنها رفتهاند و بحث کردهاند به کلی با راهی که اینها میروند مغایر و مباین است. این را باید کاملًا توجه داشت و آن حلقه اتصال و ارتباط را پیدا کرد.
این بحث در اینجا از جنبه موضوع «شر» آمده است، یعنی از جنبه یک اشکال که در اینجا مطرح شده که شرور چگونه با عنایت الهی سازگارند.
یک مسأله دیگری هم هست که اینجا فقط به آن اشاره کردهاند و از آن گذشتهاند و زیادتر بحث نکردهاند. این مسأله تنها به شرور مربوط نمیشود، یعنی جنبه منفی ندارد که ما از جنبه اشکال شرور بخواهیم قضیه را مطرح کنیم. این مسأله در فلسفه جدید خیلی مطرح شده است و هنوز هم که هست دنیای اروپا تحت تأثیر این فکر است، همان فکر معروفی که از هیوم به این طرف پیدا شده است. آن اشکال چنین است: