مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٣١ - حل اشکال
شیخ در اینجا إن قلتَ قلتی را مطرح میکند و بعد از بیان إن قلت جواب را به بحثی که در جای دیگر به طور مفصل بیان کرده احاله میدهد. [در بیان اشکال] میگوید شما در باره ذات واجبالوجود گفتهاید که اضافات و نسب در مورد ذات واجبالوجود درست و معقول است و اشکالی نیست که بین ذات واجبالوجود و اشیاء اضافهای باشد، و بین او و مخلوقات چنین اضافهای هست و این اضافه از مرتبه فعل انتزاع میشود و در واقع از صفات فعل است یعنی از صفاتی است که بدون در نظر گرفتن فعل واجبالوجود، آن صفت قابل انتزاع نیست؛ مثل خالقیت و علیت. خالقیت صفت فعل است، یعنی با درنظر گرفتن فعلش این صفت بر او صادق است. اولیت را هم که دیدیم و فهمیدیم که با در نظر گرفتن غیر است که اولیت صدق میکند و لذا این را هم «صفت فعل» مینامیم. اشکال این است که در چنین صورتی تسلسل لازم میآید، برای اینکه ما میتوانیم نقل کلام به خود اضافه کنیم. خود اضافه هم از صفات فعل است و به منزله فعل واجبالوجود میباشد. پس باید بین اضافه و واجبالوجود هم یک اضافهای وجود داشته باشد. دوباره نقل کلام به این اضافه میکنیم [و این سلسله ادامه مییابد].
حل اشکال
این شبههای است که در باب «مضاف» گفتهاند و ما در محل خودش آن را حل کردهایم. اضافه اساساً از خودش وجودی ندارد که مستقل از وجود طرفین باشد تا بتوانیم بگوییم بین شئ و اضافه هم رابطهای است. اضافه در واقع «معنی حرفی» است. ببینید، به مورد دیگری غیر از واجبالوجود توجه کنید: میگوییم زید قائم است. ذهن ما در اینجا بین «زید» و «قیام» نسبتی برقرار میکند، زیرا این یک تصدیق است و با تصور «زید» و «قیام» تفاوت دارد. یک وقت «زید» و «قیام» یا «قائم» را به صورت دو تصور داریم و یک وقت به صورت یک تصدیق بین آنها رابطه برقرار میکنیم و میگوییم: «زید قائم است». پس یک رابطه و نسبت و اضافهای بین زید و قیام است. ممکن است کسی بگوید: آیا این رابطه وجود دارد یا ندارد؟ ناچار باید بگوییم وجود دارد. در این صورت او میگوید پس خود رابطه، هم با زید رابطه دارد و هم با قیام. پس بین رابطه و زید باید یک رابطهای باشد و بین قیام و رابطه هم باید رابطهای دیگر باشد. بعد از آن به سراغ رابطه رابطه میرویم که