مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٠٨ - غایت و مطلوب بالذات و بالغیر
در مورد کالا هم همین جور است. مثلًا شخصی یخچالی تهیه میکند. میگوییم:
برای چیست؟ میگوید: برای اینکه وقتی میخواهم آب بنوشم آب سرد باشد. پس انسان یخچال را به خاطر آب سرد میخواهد. آب را برای چه میخواهد؟ برای اینکه وقتی تشنه میشود بنوشد. میپرسیم: نوشیدن آب را برای چه میخواهی؟
میگوید: برای رفع تشنگی. رفع تشنگی را برای چه میخواهی؟ آیا انسان رفع تشنگی را برای چیز دیگر میخواهد؟ اگر کسی منطق طبیعت را رها کند و به دنبال منطق عقل برود میگوید: رفع تشنگی را برای این میخواهم که هلاک نشوم و ادامه حیات دهم. ادامه حیات برای چیست؟ بالاخره [این سؤالات] در جایی متوقف میشود. البته یک کودک وقتی آب مینوشد اساساً فکر نمیکند که برای ادامه حیات است، اصلًا این حرفها به عقلش نمیرسد که این از لوازم حیات است؛ او چون تشنه است آب مینوشد. دقیقاً هم همینجور است. او فعلًا چون تشنه است و فقط برای رفع تشنگی آب مینوشد، نه اینکه صغری و کبری تشکیل دهد و نتیجه بگیرد که من باید آب را بنوشم برای اینکه اگر آب ننوشم بدن من به قدر کافی آب ندارد و اگر به قدر کافی آب نداشته باشد بعداً اختلال پیدا میشود و من از دنیا میروم و حیاتم از دست میرود. این چهره عقلانی کار است که نه برای حیوان و نه برای انسان از جنبه طبیعیاش مطرح نیست.
پس یک سلسله امور برای انسان خیر است، یعنی مُؤْثَر بالذات است؛ مثل کارهایی که انسان به خاطر لذت میکند. اگر کسی بگوید: چرا چنین کاری را انجام دادی؟ جواب میدهد: برای اینکه لذت ببرم. لذت برای چه؟ لذت برای چیز دیگر نیست. از عضوی درد میکشد، مثلًا دندانش درد میکند، دوا رویش میگذارد، یا دندان را میکشد، برای چه؟ برای اینکه از درد خلاص بشود. از درد خلاص بشود برای چه؟ میگوید: این دیگر برای چه نمیخواهد؛ و متوقف میشوند. اشیائی که مطلوب انسان هستند همه به مطلوب بالذات منتهی میشوند.
پس ما در باره تناهی علل غائیه احتیاج نداریم که زیاد بحث کنیم [١].
اما تناهی علل صوری اوضح از این است که احتیاج به برهان داشته باشد. صور غیرمتناهی در آن واحد غیر ممکن است. در عین حال همان برهانی که در «تسلسل
[١]. [نوار از اینجا تا آخر فصل در دست نبود. به همین جهت مطالب از روی جزوه دستنویس تنظیم گردیده است.]