مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٣٨ - عقل بسیط اجمالی، خلّاق صور تفصیلیه
در مواردی که علم عالم به یک شئ به نحو ارتسامی و به نحو صورت حاصله است، آن صورت حاصله قیامش به عالم قیام حلولی است، یعنی آن عالم به منزله یک محلِ قابل است برای آن صورتی که آن را پذیرفته است، یعنی باید قبلًا قبول کرده باشیم که در او حالت پذیرندگی هست. همه علمهای حصولی ما چنین است.
علم ما به سایر اشیاء یعنی به غیر خودمان، علم حصولی است و همه علمهای حصولی، حلولی هستند، یعنی یک سلسله صورتهایی هستند که به نحوی منطبع در ما هستند. اگر حتی محل این صورتها را ماده و مغز بدانیم باز هم بالاخره صورتی است که منطبع در ماده مغز است. پس نسبت عالم به این صور علمیه، نسبت قابل به مقبول است.
آیا در مورد حق تعالی میشود چنین حرفی زد که علم حق تعالی به سایر اشیاء به تبع یک سلسله صورتهاست که این صورتها حالّ در واجب تعالی است؟
نمیتواند چنین باشد. در اینجا شیخ این مطلب را هم میخواهد توضیح بدهد.
البته شیخ در اینجا در ضمن حرفهایش یک حرفهاییزده است که اگرچه در اطراف آنها توضیح نداده است ولی اشارهای به مطلبی بالاتر است از آنچه که از تفسیر کلماتش برمیآید، که بعدها در باره آن توضیح دادهاند.
علم باری به اشیاء به نحو عقل بسیط است
آن مطلب این است که شیخ میگوید: عقل باری تعالی به اشیاء به نحو عقل بسیط است، نه به آن نحوی که در نفس هست که این علوم به ترتیب زمانی مترتب بر یکدیگر هستند. در مراتب علم واجب تعالی تقدم و تأخر رتبی هست بدون آنکه تقدم و تأخر زمانی باشد. در اینجا کلمه «عقل بسیط» را به کار برده و اشاره میکند که در کتاب «نفس» راجع به آن توضیح داده است. این هم یک سخن خوبی است که اولین بار شیخ گفته و بعد شیخ اشراق آن را تعقیب کرده و بعد هم ملاصدرا و دیگران دنبال کردهاند. این مطلب نیز احتیاج به توضیح دارد.
عقل بسیط اجمالی، خلّاق صور تفصیلیه
مطلبی در باب «نفس» گفتهاند که با نظریه «شعور ناآگاه» که امروز در روانشناسی کشف شده خیلی قریب است. عرفا نیز در این زمینه حرفهایی دارند. آن