مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٠٧ - پیدایش مسأله علم حضوری و علم حصولی
آن وقت روی این حساب نمیتوانیم علم را یک پدیده خاص در مقابل سایر پدیدهها بدانیم. آن، یک مرتبه از کمال وجود است، مرتبه است نه پدیده. میان «پدیده» و «مرتبه» فرق است. همین وجود مادی اگر به آن مرتبه از کمال برسد تبدیل میشود به موجود خودآگاه.
پیدایش مسأله علم حضوری و علم حصولی
[از جمله مسائلی که باید تحقیق شود] و اگر کسی فرصت آن را داشته باشد که به دنبال آن بگردد [خوب است،] این مسأله است که تقسیم علم به علم حضوری و علم حصولی از چه موقع مطرح شده است؟ چنین به نظر میرسد که این مسأله از خیلی پیشترها و شاید در دوره ارسطو مطرح نبوده است. آنها علم را بدون اینکه به علم حضوری و علم حصولی تفکیک کنند به کار میبردند. ولی قدر مسلم این است که در کلمات مثل بوعلی در باب علم شئ به ذات خود و در باب علم نفس به ذات خود و در باب علم باری به ذات خود مطرح است، یعنی در این حد مطرح است که این نحوه علم به خود علم حضوری است. تا این مقدار در کلمات بوعلی مطرح بوده است. ظاهراً اولین کسی که علم حضوری را به مراتب دیگر علم هم تعمیم داد شیخ اشراق بود. این امر برای شناختن و شناساندن ماهیت و واقعیت علم خیلی کمک کرده است، به همان معنی که عرض کردم که [علم] اصلًا ماهیت ندارد؛ یعنی به این مسأله کمک کرده است که اصلًا علم از چه سنخ است، از سنخ وجود است یا نه؟ به هر حال کلام شیخ در اینجا که باب علم مجرد به ذات خود است، منطبق میشود با