مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٦٠ - مقایسه نظریه شیخ اشراق و شیخ الرئیس
آخرین قدم شیخ در نزدیکی به اتحاد عاقل و معقول در علم واجب به غیر
این مطلب البته در کلمات شیخ نیامده که وجودات عینی اشیاء عین وجودات علمی آنها باشد. ولی یک مطلبی نزدیک به این مطلب در کلام شیخ آمده که میشود به شیخ گفت: شما که تا اینجا رسیدی چرا یک قدم جلوتر نرفتی؟ و آن مطلب این است: شیخ میگوید یک سلسله صور ارتسامی مناط علم حق تعالی به وجودات عینی اشیاء است. میپرسیم: خود آن صور ارتسامی چطور؟ آنها معلوم بالذات حق هستند یه نه؟ آن صور ارتسامی هم مثل خود اشیاء معلول ذات حق هستند نه عین ذات حق. پس وقتی معلول ذات حق هستند، خود آنها معلوم ذات حق میباشند یا نه؟ شیخ به این نکته توجه دارد، میگوید: بله، آنها نفسُ عقلِهِ للخیر هستند؛ یعنی در نظام علمی قبول میکند که عاقل و معقول یکی است. البته اسم وحدت عاقل و معقول را نمیبرد، ولی از لابلای حرفهایش پیداست. میگوید [آن صور مرتسمه] نفسُ عقله للخیر هستند، نه این که عقلُه للخیر مبدأُ وجودِ الخیر. پس یک نظام از وجود خیر داریم و یک نظام دیگر از عقلُهُ للخیر. نظام وجود خیر، معقول ذات حق تعالی است به تبع صور معقولهای که از این نظام وجود دارد. ولی خود صور معقوله چطور؟ اینها معقولند یا معقول نیستند؟ بله، معقولند، ولی در اینجا معقولیتشان عین عقلیتشان است؛ یعنی در اینجا عقل با معقول دو چیز نیست.
به شیخ میگوییم شما که به این مرحله رسیدی که در نظام علمی لااقل عقل و علم را یکی بدانی، چرا اساساً میآیی و چنین فرض میکنی؟ از اول بگو نظام عینی عین نظام علمی است.
مقایسه نظریه شیخ اشراق و شیخ الرئیس
در فرضیه شیخ اشراق نقصی هست که در کلام شیخ نیست، همچنان که در فرضیه شیخ یک نقص هست. نقص نظریه شیخ اشراق این است که طبق این نظریه اثبات علم قبل از معلوم مشکل است، چون علم عین معلوم میشود، و حال آن که یک مسأله این است که ذات حق تعالی یعلم الاشیاء من الازل، نه فقط یعلم الاشیاء