مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٨٥ - توجیه عبارت صحیفه سجادیه در وحدانیت حق تعالی
در معنا مانند همین تعبیر است در باب واجبالوجود داریم. این تعبیر را داریم که واجبالوجود از هر حدی منزه است. این تعبیر در نهجالبلاغه خیلی زیاد است.
بعضی از این تعبیرات را در کتاب سیری در نهجالبلاغه آوردهام. کلمات آن درست یادم نیست. اینکه واجبالوجود از هر حدی و هر عددی منزه است، در نهجالبلاغه هست؛ یعنی عدد و حد از مرتبه فعل او ناشی میشود، در مرتبه او نه حد وجود دارد و نه عدد؛ و اگر او واحد است به معنای این نیست که عدد واحد است. به آن معنا که در باب اعداد وحدت صدق میکند در باب خداوند صدق نمیکند. وحدت و حد هر دو از مرتبه فعل خداوند انتزاع میشود. این معنا قهراً یک معنای سلبی است که از صفات سلبیه حقتعالی باید شمرده شود.
توجیه عبارت صحیفه سجادیه در وحدانیت حق تعالی
سؤال: تعبیری تقریباً به این مضمون در صحیفه سجادیه هست که «لَک وَحْدانیةُ الْعَدَدِ».
استاد: دو مضمون در صحیفه سجادیه هست: یکی
«لَک وَحْدانِیةُ الْعَدَد»
[١] و دیگری
«لَیسَ لَک وَحْدانیةُ الْعَدَد»
[٢]. اینها از جملههای معروفی است که به شرح آنها پرداختهاند و بررسی کردهاند که آیا این دو جمله با یکدیگر تضاد دارند یا نه. دربعضی جاهای صحیفه «لَک وَحْدانِیةُ الْعَدَد» است و در بعضی جاهای دیگر آن «لَیسَ لَک وَحْدانیةُ الْعَدَد» است.
معنی جمله اول این است که وحدانیت عدد مال توست، یعنی فعل توست؛ و معنی جمله دوم این است که تو متصف به آن وحدانیتی که عدد به آن وحدانیت متصف است نیستی.
در نهجالبلاغه مطلب به تعبیری بیان شده که این دو عبارت را با هم جمع میکند و نشان میدهد که جمع این دو تعبیر درست است. در آنجا هست که
«الْاحَدُ لا بِتَأْویلِ عَدَدٍ»
[٣] تو احد هستی ولی نه آن گونه که عدد واحد است، و در عین حال عدد از آن
[١]. صحیفه سجادیه، دعای ٢٨.[٢]. همان.[٣]. نهجالبلاغه فیض الاسلام، خطبه ١٥٢.