مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٠٧ - غایت و مطلوب بالذات و بالغیر
پول، وسیله بودن خود را از دست بدهد، مثلًا یک خروار اسکناس داشته باشد و آن اسکناسها ناگهان اعتبار خود را از دست بدهند، آن اسکناسها به کاغذ پاره تبدیل میشود. پس خود این پول چیزی نیست، شخص آن را به خاطر وسیله مبادله بودن میخواهد. وقتی که این پول از اعتبار افتاد، دیگر این پول ارزش خود را از دست میدهد. پس انسان پول را برای پول نمیخواهد بلکه برای چیز دیگر میخواهد.
اما کسی که بچهاش را دوست میدارد، این دوستی به خاطر خود بچه است، نه اینکه بچه را به خاطر شئ دیگر دوست بدارد. پس میبینید که اشیائی که مطلوب انسان هستند چقدر با یکدیگر فرق دارند. آن چیزهایی که انسان آنها را برای خودشان میخواهد قابل مبادله و معاوضه نیست، اگرچه ارزش این نسبت به آن چیزی که با این میخواهد مبادله شود کمتر باشد و آن ارزش بیشتری داشته باشد؛ یعنی انسان اگر بچهای داشته باشد که زشت باشد، اما بچه دیگری خیلی زیبا و خیلی باهوش باشد، باز هم حاضر نیست بچه خودش را با بچه دیگری معاوضه کند.
اگر شخصی قالیچهای به ارزش هزارتومان داشته باشد، قالیچه دیگری را که دوهزار تومان ارزش دارد ببیند، یا آن قالیچه دیگر از جنبهای بهتر از قالیچه خودش باشد، فوراً معاوضه میکند، اگر معاوضه نکند دیوانه است. همه به او میگویند آن قالیچه بهتر را برای خود انتخاب کن و آن قالیچه بدتر را نگیر. ولی هیچ وقت این مطلب در مورد پدر یا پسر و یا حتی در مورد معشوق مطرح نیست. هیچ کس نمیگوید آن بهترش را بگیر و این بدتر را رها کن. در این موارد خود شخص پدر یا پسر یا معشوق مطلوب است، انسان خودِ او را میخواهد، نه او را برای چیز دیگر.
اشیائی که انسان آنها را به خاطر ارزششان میخواهد، خودشان مطلوب بالذات نیستند، ارزش آنهاست که مطلوب بالذات است؛ و لهذا اگر چیز دیگری بیاید که ارزش بیشتر داشته باشد انسان آن دومی را انتخاب میکند. اما اشیائی که به هر حکمی عشق و علاقه انسان به شخص او تعلق گرفته است و انسان خود او را میخواهد نه چیز دیگر را، اگر چیز دیگری که نسبت به آن ارزش بیشتری داشته باشد در میان آید، باز هم انسان همان اولی را میخواهد و این را نمیخواهد، زیرا آن اولی ارزش بالذاتش آن قدر است و همین ارزش برای این انسان بالاترین ارزشهاست. به همین جهت مثلًا بچه خودش از همه بچههایی که در دنیا هستند ارزشمندتر است و بالاترین ارزشهاست.