مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٨ - معیت علت و معلول
گفتیم که ارسطو این بحث را ظاهراً در «کتاب اللام» آورده است، چون بحث او در باب خدا و محرک اوّل در همان کتاباللام است. آنقدر که یادم هست شاید در کتاب ارسطو باب علت و معلول از باب الهیات بالمعنیالاخص اصلا جدا نباشد؛ یعنی آنچه که مربوط به خدا و محرک اوّل بوده- که در کتاب ارسطو مسائل زیادی هم در باب خداوند نبوده- در همان باب علت و معلول ذکر شده. با اینکه شیخ باب علت و معلول را از باب «معرفت مبدأ اوّل» جدا کرده، در عین حال قسمتهایی را در اینجا از کتاب ارسطو پیروی کرده است؛ یعنی مبحث تناهی علل را در همانجا ذکر کرده که از علت اولی و واجبالوجود بحث کرده است.
معیت علت و معلول
اولین مطلبی که در تناهی علل بحث میشود تناهی علل فاعلی است. اگر موجودی علت فاعلی و ایجادی داشته باشد و آن علت هم علت فاعلی داشته باشد، آیا این علل میتواند غیر متناهی باشد یا نمیتواند؟ شیخ در اینجا در مقدمهای یکسطری به مطلبی اشاره میکند که با آن مطلب خواسته بسیاری از اعتراضات و اشکالات و یا بسیاری از انحرافات را جواب داده باشد و از آن توهمات جلوگیری کرده باشد. آن مقدمه این است: «أن علّةالوجود للشیء تکون موجودة معه فقد سلف لک و تحقق» علت وجود شئ همیشه همراه شئ است. ما این مطلب را قبلًا بیان کردهایم. فصل دوم از مقاله ششم در همین باب منعقد گردید و به تفصیل خواندیم که «... أنّ کل علة هی مع معلولها ...» علت ایجاد هر چیزی از آن شئ منفک نیست؛ یعنی زمان هرگز میان علت و معلول متخلل نمیشود؛ نمیشود که علت در زمان قبل باشد و معلول در زمان بعد، اعم از اینکه بین زمان علت و زمان معلول زمانی هم متخلل شود. مثلًا فرض کنید که علت در ساعت ١٢ بهوجود بیاید و معلول در ساعت ١٣، و مقارن بهوجود آمدن معلول علت معدوم شود بهطوریکه زمان علت متصل به زمان معلول باشد ولی در عین حال همزمان نباشد، یعنی زمان علت تا ساعت ١٣ ادامه داشته باشد و تمام شود و زمان معلول از این به بعد شروع گردد. نه، چنین نمیشود. علت و معلول باید با یکدیگر همزمان باشند، و الّا چنین علتی علتِ وجود نیست. این مطلب را با اینکه در همین درس مکرر بحث کردهایم ولی باز هم تکرار میکنیم، چون از آن لغزشگاههای خیلی بزرگ است.