مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٠ - علل طبیعی و علل فلسفی
گفتیم که در اینجا یک مسأله دیگر مطرح میشود و آن این است: علتی که طبیعیات آن را علت میداند شناختنش خیلی ساده است، چون هم علتْ محسوس است و هم معلول و رابطه میان آندو نیز کم و بیش محسوس است. وقتی ضربه را به گلوله میزنیم میگوییم با وارد شدن ضربه ما گلوله حرکت میکند، و ما شک نداریم که اگر ضربه را آهستهتر وارد کنیم حرکت گلوله کندتر و آهستهتر و کمتر خواهد شد و اگر ضربه را شدیدتر وارد کنیم حرکت شدیدتر و طولانیتر خواهد شد. و نیز هرقدر که موانع سر راه بیشتر باشد باز حرکت کمتر است و اگر موانع کمتر باشد حرکت بیشتر است. اینها چیزهایی است که طبیعیات در باب علت و معلول میشناسد و همانهایی است که برای ما محسوس است. پدر و مادر برای فرزند نیز چنین است. علم الهی آنها را علت نمیداند و معد میشمارد، ولی علم طبیعی همینها را علت میداند و علیت اینها برای فرزند محسوس است.
پس ما چه دلیلی داریم که برای این معلولها علتی وجود دارد که آن علت مصاحب با معلول است؟ چه دلیلی داریم که باید غیر از این علل که حکمای الهی اسم «علت» روی آنها نمیگذارند و آنها را معد و معین میشمارند، علل دیگری هم به نام «علل ایجادی» وجود داشته باشد؟ این معدات را حکمای الهی احیاناً «علل معده» و «علل معینه» نیز مینامند، در مقابل «علل ایجادی». بحث امتناع تسلسل علل یعنی امتناع علل غیرمتناهیه نیز خود فرع بر این است که وجود آن علل را قبول داشته باشیم. آن عللی که طبیعیات وجودشان را قبول دارد و وجودش برای آن علم محرز و ثابت است مورد قبول حکما نیست و نام «علت» روی آنها نمیگذارند و آنها را خارج از بحث خود میشمارند و میگویند ما که میگوییم «تسلسل علل غیرمتناهیه محال است» منظور معدات نیست، معدات غیرمتناهی محال نمیباشد.
حکما صریحاً میگویند که علل معده غیرمتناهی محال نیست. پس چه چیزی محال است؟ علل ایجادی غیرمتناهی محال است.
پس اول باید بتوانیم وجود این علل ایجادی را اثبات کنیم تا بعد برویم بر سر تناهی یا عدم تناهی آن. آنچه وجودش در طبیعیات ثابت است، تسلسل و ترتب غیرمتناهی آنها را محال نمیدانیم، و آن چیزی که حکما باید با برهان ثابت کنند، تسلسل غیرمتناهی آنها محال است. ما چه دلیلی بر اصل وجود آن علل داریم تا بعد وارد این مطلب بشویم که آیا تسلسل آنها محال است یا نیست. این یک سؤال مهم و