مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٨٩ - غایات و کمالات جوهری و عرضی
است؟ یا اینکه طبیعت میتواند کمال جوهری هم داشته باشد، غایت جوهری هم داشته باشد؟ این از آن جاهایی است که راه کسانی که قائل به حرکت جوهری هستند و کسانی که قائل به حرکت جوهری نیستند سخت از همدیگر جدا میشود. امثال بوعلی که معتقدند تبدلات جوهری به صورت کون و فسادند، قهراً به این معتقد نیستند که این کونها مطلوب طبیعت هستند، بلکه اینها را تابع علل خارجی میدانند، یعنی [اشیاء] چیزی شبیه حرکت، آنهم حرکت قسری، میتوانند داشته باشند ولی دفعی است. مثلًا آبی که الان وجود دارد و به عقیده فلاسفه معجونی از ماده و صورت است هیچ اقتضای هوا شدن در آن نیست، مثل همان هسته خرماست نسبت به خاکستر شدن. به همان اندازه که هسته خرما استعداد خاکستر شدن را دارد آب هم استعداد هوا شدن را دارد ولی الان حرکتی به سوی هوا شدن ندارد. اگر عوامل خارجی اقتضا کنند و صورت مایع را از او بگیرند و شرایط را بسازند هوا میشود، و لهذا متقابلا هوا هم آب میشود. تبدلات در جوهر به این گونه است. در جوهر قائل به حرکت نیستند، پس جوهر هرگز غایت جوهری ندارد، جوهر همیشه غایاتش عرضی است. مثلًا جوهر، مکان خاصی را طلب میکنند، آنطور که قدما معتقد بودند که آب و خاک مرکز کره زمین را طلب میکنند و هوا و آتش سطح مقعر آن را طلب میکنند. این، غایات طبیعت است ولی غایات عرضی است. اینکه مکانی را جستجو میکند، مکان خود یک عرض است. یا مثلًا طبیعت سیب جستجو میکند قرمزی را و شیرینی را، یعنی طبیعت دنبال این کیفیت است و از درون خودش به سوی آن است. این یک حرکت طبعی برای طبیعت سیب است، ولی طبیعت در جستجوی چیست؟ در جستجوی یک کیفیت خاص. کمالش در یک کیفیت است.
کمالش سرخ شدن است، شیرین شدن است، لطیف شدن است، ازدیاد حجم آن سیب است و اینکه فرض کنید شکل سیب زیباتر شود. پس طبیعت کمال خودش را در کیفیات و یا در کمیات و یا در أینیات و یا در وضع جستجو میکند؛ و چون آنها معتقد به حرکت در همین اعراض بودند پس طبیعت نمیتواند کمال دیگری در امور دیگر جستجو کند؛ و چون همه اینها برای طبیعت جوهری عرضند بنابراین هر غایت و کمال طبیعت جوهری از نوع عرض است. البته هر تغییر عرضی از نوع کمال برای یک جوهر نیست، یعنی ممکن است دگرگونیهای کیفی و کمّی ایجاد بشود ولی از